۹آبا
اجتناب ناپذیر بودن اتفاقات نامحتمل

اجتناب ناپذیر بودن اتفاقات نامحتمل

من همیشه گفتم خیلی به سرنوشت اعتقادی ندارم، چون دوست ندارم این احساس بهم دست بده که زندگیم دست خودم نیست ولی این طوری هم نیست که بگم به قضا و قدر هم اعتقادی ندارم، چند وقت پیش دوستی به دیدنم اومده بود و یادم نیست برای چی این مثال رو زد ولی خیلی الان به این بحث مربوط هست، می‌گفت، «آبادانی‌ها یک امامزاده دارند به نام «سد عباس» که خیلی دوستش دارند؛ خانواده برایم تعریف می‌کردند که حدود ۴٠-۴۵ سال پیش برای یکی از پیرهای فامیل تعریف می‌کرده‌اند که فلان قشر خدا، پیغمبر و امامان را قبول ندارند. خدابیامرز ضمن تعجب گفته بوده: سد عباس رو که دیگه قبول دارن!؟» حالا شده شبیه واکنش من نسبت به این مسئله.

من به وجود خدا اعتقاد دارم و می‌دونم که می‌دونه ما در لحظه چه تصمیماتی خواهیم گرفت، ولی اینکه وقتی به یک پیروزی میرسیم، با خودمون می‌گیم حاصل تصمیمات درستی بوده که قبلا گرفتیم و زمانیکه شکست می‌خوریم با خودمون میگیم خواست خدا در این بود که شکست بخوریم، انصافا مسخره است، زندگی‌مون رو به لجن می‌کشیم و حجم نارضایتی از خودمون رو به بالاترین درجه‌ی ممکن می‌رسونیم بعد می‌گیم خدا خواست که این طوری بشه، بحث خیلی سختی هست و من شاید هر روز درگیر تحلیل اتفاقات پیرامونم هستم، من اعتقاد دارم خدا در وجود همه هست، همه‌ی ما می‌دونیم تصمیم درست چیه! ولی اگر انتخاب دیگه‌ای می‌کنیم ربطی به خدا نداره، من همیشه حضور خدا رو در زندگیم به وضوح احساس کردم، خیلی توی زندگی کمکم کرده و دوست دارم این حس و همیشه داشته باشم، منظورم این نیست من همیشه انتخاب‌های خوبی کردم، نه من تا دلتون بخواد انتخاب اشتباه توی زندگیم داشتم که همشون به وسیله‌ی خودم گرفته شدن، ولی دوست دارم همیشه خدایی باشه که بعدش برم باهاش خلوت کنم و بهش بگم، بازم شکست خوردم بیا کمک کن درستش کنیم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)