۲۵آبا

معرفی کتاب

عنوان : از دو که حرف می زنم، از چه حرف می زنم

بعد از مدتی دوری از کتاب خوندن به هر دلیل غیر منطقی که داشتم، باز به پیشنهاد یک دوست، و تعریف هایی که از کتاب از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم داشت، وسوسه شدم باز شروع کنم و خوشحالم که موتورم باز روشن شد، کتاب خوب خوندن، به آدم انگیزه میده تا باز هم کتاب بخونه و کتاب بد باعث میشه آدم سمت کتاب نره، توی انتخاب کتاب برای خوندن خیلی دقت کنید، تا انگیزه ایجاد کنه برای خوندن کتاب های بیشتر و بیشتر، من خیلی اهل خوندن کتاب رمان نیستم مگر واقعا کتاب حرفی برای گفتن داشته باشه، این کتاب از جمله کتاب هایی است که از نظر من خیلی حرف ها برای گفتن داره و حتی ارزش چند بار خوندن رو داره.

خوشحالم که طی این همه سال، تحت هر شرایطی، از دویدن دست بر نداشته ام. دلیل خوشحالی ام آن است که رمان هایم را دوست دارم. حالا هم سخت مشتاقم ببینم رمان بعدی چه از کار در خواهد آمد. من نویسنده ای هستم با محدودیت های خاص خود – آدمی ناکامل با یک زندگی ناکامل و محدود – و اگر هنوز هم چنین حسی به کار خود دارم پس باید گفت که راه درست را انتخاب کرده ام. شاید اغراق باشد که آن را معجزه بخوانم ولی در واقع همان حس را دارم. اگر دویدن های روزانه در راه برآوردن خواسته ام به من یاری رسانده، پس باید بسیار سپاسگزار آن باشم.

این کتاب در اصل، داستان بخشی از زندگی هاروکی موراکامی است، که به ماجراهای دوندگی کردن هایش می پردازد، با خوندن این کتاب شاید متوجه بشید که هیچ وقت برای تغییر زندگی و حتی شروع یک فعالیت سخت و خاص دیر نیست و به قول ما ایرانی ها «ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است»، یکی از ویژگی های جالب این آدم و حرف هایی که در این کتاب زده بود این بود از نظر من که با وجودیکه دویدن را خیلی خوب می دونست ولی می گفت من به کسی توصیه نمی کنم که مثلا برو بدو تا یه چیزی بشی، به جاش گفت هر کسی باید خودش بفهمه چه چیزی خوب هست و براش مفید است، در کل من خوندن این کتاب رو اگر وقت دارید توصیه می کنم، مطالب خیلی خوبی برای یادگرفتن داشت.
بعضی از نکته های جالب در کتاب که من رنگیشون کردم:

آیا می توانم از دیروز بهتر باشم؟ ‏درد اجباری است، رنج کشیدن اختیاری است. ‏زمانی از نوشتن دست می کشم که احساس می کنم باز هم توان نوشتن دارم. ‏آدم باید برای پیش بردن کارهایش ضرب آهنگ را حفظ کند. ‏لطمه روحی، تاوانی است که هر شخص باید بابت استقلال خود بپردازد. ‏هر روز دویدن، بی وقفه، بیش از سرعت یا مسافت اهمیت داشت، نکته اصلی همین بود. ‏‏تا کسی اعتقاد قلبی به کاری نداشته باشد، نه قدرت اراده به کمکش خواهد آمد نه نگران عواقب ترک کار خواهد بود. ‏مردم ثروتمند دارایی را ذخیره می نمایند. تهی دستها و طبقه متوسط بدهی ها را ذخیره می کنند اما فکر می کنند مال دار هستند. ‏‏مهم ترین نکته ای که در مدرسه یاد می گیریم آن است که مهمترین نکته ها را در مدرسه نمی توان یاد گرفت. ‏تا به حال شده دونده ای در سطح شما روزی نخواهد بدود؟ مسلما هر روز. ‏زندگی اساسا ناعادلانه است اما حتی در آن صورت نیز امکان یافتن شکلی از عدالت در آن وجود دارد. ‏من من هستم و در عین حال من نیستم. ‏‏مبارزه با زمان مهم نیست، مهم تر از آن برای من در حال حاضر لذت بخش تر کردن دقایق است.

من این کتاب رو توی مدت ۵ ساعت دقیق خوندم، البته نه پشت سر هم، ولی دقایقی که برای خوندن این کتاب وقت گذاشتم رو نوشتم، بعد از خوندن این کتاب احساس می کنم اون ۵ ساعت جزء عمرم به حساب نمیاد، چون خیلی چیزها یاد گرفتم و مفید بود.

  • نام پدیدآوران : هاروکی موراکامی
  • نام مترجمین : مجتبی ویسی
  • مشخصات نشر :  تهران ، انتشارات چشمه، ۱۳۸۸
  • موضوع : داستان های ژاپنی، قرن ۲۰م، دویدن.
این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۲ دیدگاه ها

  1. نمیدونم چرا بعضی از دوستان فکر می کنند که رمان خوندن وقت تلف کردنه یا چون اسمش داستانه، آموزنده نیست و اینها. دوستان؛ رمان خوب،‌خود زندگیه. راه زندگی کردنه، تجربیات زندگیهای متفاوته.

پاسخ دهید به دريا لغو پاسخ

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)