۲۸شهر

از شکست ها هم باید گفت

جمع بندی هفته هفتم

برنداشتن دومین قدم برای اجرای پروژه کتاب

می دونم الان به خودتون گفتید بریم براش کامنت بزاریم که اشتباه نوشته برنداشتن دومین قدم! نه کاملا درست نوشتم، چرا فکر می کنید همیشه باید از پیشرفت هامون بنویسیم، بعضی وقت ها هم خوبه بنویسیم کاری نکردیم و از خودمون به خاطر کاری که انجام ندادیم عذرخواهی کنیم، نکنه بلد نیستیم از خودمون معذرت خواهی کنیم؟ خدا کنه اینقدر مغرور نشم که روم نشه از خودم هم معذرت خواهی کنم، به جاش به خودم قول میدم این هفته دومین قدم رو بردام، حتی اگر خیلی کوچک باشه.

تصمیم به دعوت از آدم ها برای سفر به سیاره

این هفته دیدار خوبی با شازده کوچولو داشتم، گزارش اونم نوشتم اگر نخوندید برید بخونید، حرف های فوق العاده ای بهم زد و من هم خیلی به حرف هاش فکر کردم برای همین تصمیم گرفتم از بین این همه آدم، کسانی رو به سیارم دعوت کنم که اولا با خودشون به این جمع بندی رسیده باشن که دوست دارند با من سفر کنن و برای مدتی کوچ کنند حتی از خود امروزشون، بعد آدم هایی رو دعوت کنم که با من بیان برای موندن و ساختن نه برای رفتن.

برگزاری دومین دورهمی طرح هفده

امروز دومین دورهمی طرح هفده هم برگزار شد، خیلی از حضور دوست جدید و خوبم آقای عظیمی تشکر می کنم هم به خاطر حضورش هم به خاطر شور و شوقش برای انتقال تجربیاتش خیلی به دردم خورد و به جلسه انرژی خیلی خوبی داد، از دوستان دیگه هم به خاطر هم فکری و حضورشون تشکر می کنم، آرش میلانی عزیز، که همیشه بهم انرژی میده، تنها گودزیلای زندگیم پیام صادری عزیز، و امیر حبیب زاده، کسی که یه روزی کارهای بزرگی خواهد کرد، بعدا درباره ی این دورهمی خواهم نوشت.

چالش در تیم

این هفته نه خوب شروع شد، نه خوب تمام شد، البته از نظر کار تیمی، چالش ها و فراز و نشیب های زیادی توی تیم به وجود اومد که حتما درباره ی کار تیمی و تجربیاتم مطالبی خواهم نوشت، در کل تصمیم دارم سه روز آخر تابستون رو به جمع بندی سه ماهی که گذشت بپردازم و شکست هام رو واکاوی کنم و ببینم ایراد کارم کجاها بوده و موفقیت هام رو به چالش بکشم تا بتونم تداوم اون ها رو در آینده برای خودم ضمانت کنم، امیدوارم شش ماه آینده را سرشار از موفقیت پشت سر بزارید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)