۲۰آبا

امروز چقدر مفید بودم و چه چیزهایی یادگرفتم؟ روز ۱

person80 سرلوحه روز

امروز روز اول از طرح جدیدم بود, طرحی با عنوان «امروز چقدر مفید بودم و چه چیزهایی یادگرفتم» در ادامه دربارش کمی صحبت خواهم کرد و سعی کردم این جمله از عمو استیو رو سرلوحه خودم قرار بدم و روز را با انرژی خیلی خوب شروع کنم، شروع کردن همون طور که قبلا هم گفته بودم از همه ی مراحل کار مهم تره، پس روز خودتون رو خوب شروع کنید.

«به دام تعصب نیافتید، که این زندگی با نتایج تفکر دیگران است، اجازه ندهید سر و صدای عقاید دیگران، صدای درون شما را غرق کند»

استیو جابز

surprisedنوشتن روزانه

بعد از اینکه چند هفته ای به خاطر برخی مشکلات، نوشتن روزانه رو ترک کرده بودم، لذت نوشتن و دیدن ثمرات اون در زندگیم باعث شد دوباره تصمیم بگیرم نوشتن روزانه را به مدت چهل روز دیگه با یک سبک جدید شروع کنم، این بار قصد ندارم هر روز به موضوع خاصی بپردازم، بلکه قصد دارم با نوشتن حداقل سه تا کار جالب یا مهم از دیدگاه خودم که در اون روز انجام دادم و درس هایی که در طول روز از زندگی یاد گرفتم روزانه نویسی رو ادامه بدم، البته در کنار این روزانه نویسی مطالبی هم به طور جداگانه با موضوعات مشخص ولی نه به صورت روزانه منتشر خواهم کرد، البته امیدوارم بتونم این کار را ادامه بدم چون احساس می کنم ثمرات جالبی برای من خواهد داشت.

تمیز کردن man68اتاق

من هم آدم مرتب و منظمی هستم و هم نیستم، البته بیشتر نیستم، چون وقتی اتاقم رو تمیز می کنم تا دو سه روز اول همه چیز خیلی خوب هست و خیلی مرتب هستم ولی از روزهای بعد دیگه حوصلم نمی کشه و همین طوری همه چیز رو میریزم روی هم، زود به زود هم حوصله مرتب کردن بهم دست نمیده، ولی هر وقت دیگه حوصله ی هیچ کاری رو ندارم و به اصطلاحی کسل میشم، شروع می کنم به تمیز کردن اتاقم، باور کنید حس و حال جالبی به آدم دست میده به خصوص که چه بخواهی چه نخواهی بعدش دوست داری توی اون محیط شروع کنی به کار انجام دادن، یکی از محاسن تمیز کردن برای من هم اینه که هر چیزی که تا اون موقع گم کرده بودم اون روز پیدا میشن.

side5 خوندن کتاب

قصد دارم مطالعه ی کتاب رو جزء کارهای واجب روزانه ام بزارم، در یکی دو ماه گذشته هم کلی کتاب خوب خریدم و دوستان هم کلی کتاب خوب بهم معرفی کردند که اگر برای مطالعه وقت نزارم و شروع نکنم هیچ وقت هم از روی میزم برداشته نمی شوند مگر با غمی جانکاه، چه کاریه پس همین الان نزدیک ترین کتاب به لپ تاپم رو بر میدارم و شروع می کنم به خوندن اون «از دو که حرف می زنم، از چه حرف می زنم» نوشته هاروکی موراکامی، این کتاب رو من از بنیامین گرفتم ولی یادم میاد این کتاب رو تهران که بودم آرش میلانی هر وقت میومد پیشمون توی مسیر و توی مترو می خوند و برای ما تعریف می کرد تا اینکه وقتی تمومش کرد بنیامین ازش گرفت، گویا کتاب خوبی هست.

teacher1 درس های امروز

#درس اول: آرزوی تمام کردن کاری که شروع اش نکردیم، احمقانه ترین نوع آرزوست.

#درس دوم: هر کاری که دیگران بهت گفتن انجام نده و درست نیست، ولی دلت گفت درسته حتما انجامش بده، اون کار ممکنه درست ترین کار زندگیت باشه.

#درس سوم: روزی ما نوشته شده فقط همتی لازم است تا بریم برش داریم، بعضی وقت ها اون همت رو نداریم حتی تا جلوی در بریم بعد میگیم خدا روزی ما رو نرسوند.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

۳ دیدگاه ها

  1. کتاب بسیار بسیار خوبی رو انتخاب کردید، مطمئنم ازش لذت میبرید
    موفق باشین

  2. سلام ، نوشتن روزانه ی شما مدتی گریبان من نیز گرفت و به نتایج خوبی دست پیدا کردم ، ممنون. اگر خیلی دوست دارید کتاب بخوانید حتما در سایت goodreads.com عضو بشید ، روی من که تاثیر داشته
    موفق باشید و سبز

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)