۲۶مرد

تمام آنچه که چهارمین همایش بین المللی بازاریابی اینترنتی، اقتصاد و گردشگری برای گفتن داشت

صبح روز جمعه ۲۴ مرداد بود که ساعت موبایلم از ساعت ۷ صبح شروع به زنگ زدن کرد، منم به نشانه ی اعتراض بهش محل نزاشتم تا ساعت به حوالی ۸:۳۰ دقیقه رسید، با شتاب خیلی زیاد از جام بلند شدم و لباس هام رو پوشیدم و سوار بر سالارِ جاده ها به سمت برج میلاد حرکت کردم، ورودی برج نگهبان از دستگاهی که کارت پارکینگ صادر می کرد کمی فاصله داشت، منم که دفعه ی اولم نبود گفتم بزار صداش نکنم و خودم یه کارت بردارم که از شانس خوبِ ما دکمه را زدیم ولی کارتی نیامد، طرف داد زد گفت نمی خواد برو، با خودم گفتم تو کلا خودت باشی خیلی بهتره، ماشین رو پارک کردم و قدم زنان به سمت ورودی مرکز همایش ها می رفتم که امین ضیا و یه سری از بچه های تبریز رو دیدم که باهاشون توی استارتاپ ویکند تبریز آشنا شده بودم، اتفاق غیر منتظره ای بود، ولی بعدش که دوستان بیشتری رو دیدم کمی از تعجبم کم شد، جالبیه قضیه اینجا بود که اونجا همه مهمون بودن و کسی رو ندیدم پولی برای شرکت در همایش پرداخت کرده باشه.

بعد از اینکه چند دقیقه ای با بچه ها خوش و بشی کردم، دوستانی که من رو دعوت کرده بودن رو پیدا کردم و کارت ورود به همایش رو گرفتم، و وارد سالن شدم، شرکت های زیادی با گذاشتن یه میز کانتر و چند تا کاتالوگ و بروشور به تبلیغات محصولات و خدمات خودشون مشغول بودن، ما هم هدیه همایش رو گرفتیم و هِدفُنی که برای ترجمه بود هم دریافت کردیم و رفتیم نشستیم توی سالن، طبق برنامه اعلامی شروع همایش ساعت ۹ بود ولی به ساعتم که نگاه می کردم ساعت ۱۰:۳۰ دقیقه رو نشون میداد، تا اینکه یه فایل ویدئویی قرآن پخش شد و سکوت نسبی سالن همایش رو فرا گرفت، دلیل سر و صدای حاکم بر سالن این بود که روی بلیت شماره ردیف و صندلی نوشته شده بود ولی راهنماهای داخل سالن بعضی ها رو جای یکی دیگه می نشوندن، بعد طرف میامد و دعوا شروع می شد، نفر جلویی من به طور جدی کسی که جاش بود رو بلند کرد و بهش گفت عزیزم صندلی همایش مثل صندلی هواپیما می مونه، بیمه هم روی شماره صندلی شده، پاشو، پاشو ببینم.

بعد از پخش سرود ملی  محمود شهریاری ما رو غافلگیر کرد و به عنوان مجری روی سِن رفت، و شروع به حرف زدن که نه یه چیزایی در وصف برگزارکنندگان همایش از روی کاغذ خوند بعدش هم دید گویا کسی آماده نیست، همایش رو به یک برنامه طنز تبدیل کرد و شوخی های مسخره و بی مزه ای با مردم بعضی از شهرهای ایران کرد، برای من جای تعجب داشت آدم به این مسخره ای که خودش آدم رو به خنده وا میداره، چرا …!!

بالاخره وقت اون رسید سخنران های همایش معرفی بشن و روی سِن بیان، اولین نفر آقای خوزه ال تروچادو دعوت شد، این بنده ی خدا اینقدر هیجان زده بود که از طرف دیگه خارج شد و موجبات خنده حضار را فراهم کرد، بعد از معرفی آقای خوزه ال تروچادو روی سن اومد تا حرف هاشو بزنه، البته وسطش آقای دکتر سلطانی فر، صحبت کردند که من حرف های ایشون رو بعد از سخنرانی ایشون می نویسم، البته من نکاتی که خودم برداشت کردم رو صرفا دارم می نویسم.

درباره سخنران

درباره سخنران

Jose L. Truchado
خوزه ال تروچادو
  • متخصص بازاریابی گردشگری
  • کارآفرین بازاریابی آنلاین
  • مولف کتاب بهینه سازی موتور جستجو و طراحی صفحات وب در سال ۱۹۹۸
  • موسس و مدیر عامل Destinia.com برترین آژانس مسافرتی آنلاین در اسپانیا
  • رهبر تیم بهینه سازی موتور جستجوی اکسپدیا در اروپا
  • خدمات مشاوره در بازاریابی آنلاین به کمپانی های فعال در حوزه سفر و گردشگری در سطح جهان مثل :  Delta Airlines و Norwegian Airlines

خوزه ال تروچادو اهل اسپانیا هست و خودش رو به عنوان کارآفرین معرفی کرد و گفت ۱۵ سال هست که کار گردشگری و سفر انجام میده، اولین پروژه اون Destinia بود، زمانیکه موتورهای جست و جوی دیگه ای به جز google نیز فعال بودن، به گفته ی خودش بیشتر زندگیش رو توی اینترنت گذرونده و از لذت های کاریش چک کردن رفتارهای مردم روی اینترنت بوده، خوزه صحبت خودش را با یک سوال شروع کرد که «چطوری یک پروژه را درست کنیم؟ چطوری یک برند موفق ایجاد کنیم؟ برای صنعت گردشگری ایران چه می شود کرد؟ ایران کشوری هست که میشه عاشق اون شد، دلایل موفقیت برای یک پروژه ، سه عامل است، Good Value ،Good Online Presence, Good Reviews باید ارزش خوب برای مشتری ایجاد کنید، ایده ی خوب مهم هست ولی اینکه بتونید خوب برای مشتری جا بندازید خیلی مهم تره، اولین مسئله اینه که باید الهام بخش باشید» و کتاب لین استارتاپ نوشته Eric Ries رو برای مطالعه پیشنهاد داد.

خوزه مثال جالبی درباره ی ایران زد، گفت «توی اروپا برای تشویق کردن مردم برای نیومدن به ایران و نشون دادن یک تصویر بد از ایران در ذهن مردم، فیلم ۳۰۰ ، امپراطوری پرشیا و …. می سازن، ولی شما معماری های زیبایی دارید توی ایران»، بعد تصاویری رو از معماری های قدیمی و فوق العاده زیبای ایران نشون داد و گفت: «شاید بهتر باشه مسیر تاریخ ایران را درست کنید»، روی تصویر من نقشه ای رو می دیدم که فکر می کنم منظورش این بود، ابتدا مثلا توریست ها شهری رو ببینند که اولین تاریخ ها از اونجا شروع شده، بعد طبق سال های تاریخی به شهرهای تاریخ ساز ببرند.

در ادامه صحبت های خودش رو به فضای مجازی بُرد «یه وب سایت باید درست کنیم، وب سایت پنجره ی شما رو به دنیاست، و باید چهار ویژگی داشته باشه، که مهمترینِ اونا، کاربر پسند بودن هست و اینکه چه رتبه ای رو در موتورهای جست و جو پیدا می کنه»

خوزه از تیم خودش و اهمیت تیم سازی گفت «تیم خیلی مهم هست، من یه تیم چهار نفره برای راه اندازی destinia ایجاد کردم، که هر کدوم توی اتاق خودمون کار می کردیم، یکی یک ایده عالی داشت، ایده این بود که ما مردم رو می فرستیم به فضا، باید مردم رو تشویق می کردیم، چطور باید مردم رو تشویق کنیم؟».

«انتخاب تیم و تیپ شخصیتیِ افراد خیلی مهمه (تیپ شخصیتی خوزه ENTP است)، مثلا من ایده پرداز خیلی خوبی هستم و اجرا را خوب انجام نمی دم و نیاز به آدم ساختار مند دارم، یکی از اعضای تیم خوب اجرا می کنه، یکی از اعضا هم خودش رو همیشه جای کاربر میزاره و تست می کنه، ما محتوا را برای مردم درست می کنیم، نه برای موتورهای جست و جو گر، ولی چطور باید مطئمن شویم که توسط موتورهای جستجوگر پیدا می‌شویم؟، باید با مباحث فنی آن آشنا شویم. امروزه بازاریابی محتوا خیلی مهم هست، حتما شنیده اید که محتوا شاه است».

صحبت های خوزه درباره محتوی از اینجا شروع شد که گفت : «محتوا را خوب درست کنید، ببینید مردم دنبال چه چیزهایی هستند؟ (Keyword search) چه محتوایی برای مردم جالب هست (Content)، اهمیت لینک داخلی (Internal linking) و لینک خارجی (External linking) و اینکه چقدر نظرات دیگران (Review), مهم هست، چون ما حرف رو از دوستانمون بهتر قبول می کنیم تا یه سری بروشور و کاتالوگ، ما توی شبکه های اجتماعی و به صورت کلی برای seo لینک درست نمی کنیم برای ترافیک لینک درست می کنیم».

درباره ی بازاریابی به چند ابزار اشاره کرد و درباره ی هر کدوم توضیح کوتاهی گفت: « ارزونترین راه و سریع ترین راه SEO  بهینه سازی موتورهای جست و جو هست، e-mail ایمیل مارکتینگ، فقط اسپم نکنید، ایمیل خوب بدید، محتوای خوب بدید، ایمیل بارون نکنید طرف رو، PR  روابط عمومی، یک لوگوی مناسب تاثیر زیادی برای شما ایجاد می کنه، social media  شبکه های اجتماعی و ppc   به ازای هر کلیک».

در آخر حرفاش به دو نکته اشاره کرد، یکی اینکه روی «ورژن موبایل یا اپلیکیشن» خودتون کار کنید و «درباره موبایل فکر کنید، درباره ابزار فکر نکنید، درباره آدم ها فکر کنید، اونا دنبال اطلاعات هستند، اطلاعات را درست تحویل بدید و طراحی واکنش گرا انجام بدید» و اینکه «چطوری برای مردم الهام بخش باشیم، چی دلشون می خواد؟ تو رویا مردم دوست دارند خودشون آشپزی کنند پس باید آشپزی رو یاد بگیرند، باید قدم بردارید و از حوزه ای که راحتید بیرون برید»

اسلایدهای دوره های مختلف خوزه را برید اینجا ببینید و استفاده کنید، ازش درخواست کردم فایل های این کنفرانس هم بزاره ولی میدونم الان تا مدتی ایران هست و مشغول سخنرانی و ویدئو زیر هم معرفی کار خوزه هست در لندن.

و اما صحبت های آقای سلطانی فر ریاست محترم سازمان میراث فرهنگی و معاون رئیس جمهور

جناب سلطانی فر، در رابطه با مبانی اقتصاد مقاومتی و استفاده از همه ظرفیت‌های کشور برای رشد و توسعه صحبت کرد، و گفت موتور محرکه کشور می‌تواند صنعت گردشگری باشد. ،TurnOver فعالیت‌های گردشگری در دنیا در سال ۲۰۱۳ حدود ۶۵۰۰ میلیارد دلار بوده است. به نظر شما سهم ایران چقدر بوده؟ در طول ۸۴ سال ما تنها موفق شده ایم از یک میلیون بنای تاریخی کشور، تنها ۳۱۰۰۰ تا از این بنا ها را ثبت و شناساسی کنیم.۱۷ تای آن‌ها ثبت یونسکو شده‌اند.، ما با کشف ۴٪ از شهر سوخته در سیستان و بلوچستان توانستیم آن را ثبت جهانی کنیم.در سال ۲۰۱۳ سهم ما از TurnOver گردشگری جهانی، کمتر از ۰.۵ درصد است! سهم ما حداقل باید ۲-۳٪ باشد. یعنی از ۵ میلیارد دلار به ۲۵ میلیارد دلار برسد.

درباره سخنران

درباره سخنران

Bas van den Beld
بس ون دن بلد
    • متخصص اقتصاد و قوانین تجارت بین الملل و تاسیس شرکت های بین المللی
    • رئیس انجمن تجاری بازاریابی تعاملی و دیجیتالی IAB اروپا
    • مدیر عامل شرکت egg که در ساختمانی به مساحت ۱۵۰۰۰ متر مربع در بروکسل بلژیک تماما به نو آوری و خلاقیت و تکنولوژی می پردازد.
    • عضو هیئت مدیره گروه اقتصادی Medianet Flander
    • موسس و عضو هیئت مدیره Startups.be یک سازمان غیر انتفاعی تازه تاسیس با هدف تبدیل شدن به یک فروشگاه one-stop برای کارآفرینی در بلژیک
    • مشاور شرکت های Adlogix و Business gifts و Van Bavel

سخنران دوم، بس ون دی بلد بود و صحبت های خودش رو این طوری شروع کرد «به شکلی باید با مشتری حرف بزنید که پیوندی ایجاد بشه، و به شما وصل بشه»، بعد ویدئو زیر رو پخش کرد:

و از شرکت کنندگاه پرسید: «این شما را ناراحت نمی کنه؟ حالا شما بیاید یه چیزی بسازید بگید، ایران محشره، ایران محشره، ایران محشره، البته همه این کار رو می کنن، باید مخاطب رو درک کنید، قبل از بازگو کردن داستانتون باید اون رو بفهمید، من یه مادر بزرگی داشتم توی هلند که مشتری های خودش که ما با شیم رو خوب درک کرده بود، من عاشق فوتبال بودم، مادر بزرگم این رو فهمیده بود، یه روز که داشتم می رفتم خونه مادر بزرگم، یادم افتاد اگر برم اونجا از تماشای فوتبال خبری نیست، وقتی رسیدم، دیدم مادر بزرگم بی تابی میکنه، پرسیدم طوری شده؟ گفت اگه اجازه بدی تلویزیون رو روشن کنم باید چیزی تماشا کنم، بعد گفتم مشکلی نیست، بعد اون دقیقا زد همون شبکه ای که بازی رو پخش می کرد، واقعا واقعا واقعا باید مشتری خود را درک کنید».

در ادامه گفت چهار کار را باید انجام بدید: «اول، تفکیک ایجاد کنید، یه سری از مردم دنبال اطلاعات هستند، یه سری پیام شما را می شنوند و پشت بلندگو برای شما تبلیغ می کنن بدونِ اینکه شما ازشون خواسته باشید، یه سری پیوند دهنده های خوبی هستند و یه سری مشتریان خوب، بر خلاف تصور، بلند گوها و پیوند دهنده ها خیلی مهم و مفید هستند و شما باید بدونید که هر نوع مخاطب استراتژی خودش رو می خواد، دوم، باید بدونید اینجا هستید، نه صرفا فیزیکی، به صورت آنلاین، می تونید روی شبکه های اجتماعی تحقیق کنید، وقتی آنلاین هستیم همون کاری را می کنیم که آفلاین هستیم، سوم، به درک مخاطب می پردازیم، پیام کلامی برقرار می کنیم، این که چه کسی حرف میزنه هم خیلی مهمه، چهارم، ما چی می خواهیم؟ مخاطب چی میخواد؟به چه وب سایت هایی علاقه دارند، مثلا از لینک هایی که توی توییتر منتشر می کنند میشه فهمید و چی نمی خوان؟ چه چیزهایی اونا رو حرکت میده؟ از سایت هایی که توش پرسش هاشون رو مطرح می کنند و …»

در این قسمت به نکته ی خیلی عالی اشاره کرد: «داستان خودتون رو بگید، داستان گویی خیلی جالب هست، در غرب یک موضوع داغ هست و همه می خوان داستان بگن، ولی نمی دونن باید چه کار کنند، هر داستانی باید یه درس داشته باشه، مخاطب یه چیزی یاد بگیره، ویدئوی زیر رو نگاه کنید، آدم ها این طوری درک می کنند».

بعد سریع ادامه داد «یه داستان خوب نباید خیلی پیچیده باشه، کوتاه ترین داستان دنیا ۶ کلمه است، For sale: Baby shoes, never worn، می تونید داستانش رو توی ویکی پدیا بخونید، لازم نیست داستان طولانی باشه. تصاویر می تونند داستان باشند، تصاویر برای داستان درست کردن خیلی خوب هستن، یادم میاد با خانواده رفته بودیم، ایتالیا، بچه ها خیلی اذیت می کردن، گشنه بودن ما هم توی یه کوچه ی باریک یه تابلوی غذافروشی دیدیم، رفتیم تو و گفتیم منو رو لطفا بیارید، بعد یک خدمتکار اومد و گفت منو لازم نیست، ما نون داریم که خمیرش رو اینطوری درست کردیم و پاستا که داخل خونه درست شده و … شروع کرد به داستان تولید غذاها را گفتند، اون رستوران فقط غذا نمی فروخت، داستان می فروخت، که ما بریم و برای بقیه تعریف کنیم».

بعد از یه مکس کوتاه ادامه داد «نظرات مردم خیلی مهم هست، مردم برای شما بازاریابی می کنند داستان شما را به بقیه می گن، برای ایجاد یک داستان خوب باید حسابی کار کنید، تحقیق کنید، ابتدا ساختار درست کنید، شروعی داشته باشید وسط و پایانی، داستان باید خوب و بد داشته باشه، شما می تونید قهرمان اون باشید، قسمت های مختلف تبلیغات را برای آدم های مختلف  در شبکه های اجتماعی بزارید، همونی که توی توییتر منتشر می کنید لازم نیست توی فیس بوکم بزارید، هر جایی متناسب با مخاطبینش تبلیغ کنید، مردم می خواهند خودشون رو توی داستان ببینند، مثلا ویدئوی زیر درباره بازاریابی شهری هست، گردشگر ریموت کنترل، به مخاطب نقش میدیم، از چشم های خودشون بتونن ببینن، بفهمید اونا دوست دارند چی بشنوند و چی ببینن، همین»، فایل های ارائه های ایشون رو هم می تونید از اینجا ببینید و استفاده کنید.

درباره سخنران

درباره سخنران

Alain Heureux

آلن اورو

  • متخصص اقتصاد و قوانین تجارت بین الملل و تاسیس شرکت های بین المللی
  • رئیس انجمن تجاری بازاریابی تعاملی و دیجیتالی IAB اروپا
  • مدیر عامل شرکت egg که در ساختمانی به مساحت ۱۵۰۰۰ متر مربع در بروکسل بلژیک تماما به نو آوری و خلاقیت و تکنولوژی می پردازد.
  • عضو هیئت مدیره گروه اقتصادی Medianet Flander
  • موسس و عضو هیئت مدیره Startups.be یک سازمان غیر انتفاعی تازه تاسیس با هدف تبدیل شدن به یک فروشگاه one-stop برای کارآفرینی در بلژیک
  • مشاور شرکت های Adlogix و Business gifts و Van Bavel

سخنران سوم، آلن اورو بود، کلی صحبت کرد که فقط همین یک جمله را بگه «دیجیتال یک فرصت برای رشد هست، دیدگاه افراد را باید عوض کنیم»، البته آدم بزرگی بود، چون یه ساختمون ۱۵ هزار متر مربعی داشت که توی اون از جوان ها و استارتاپ های نوپا هم حمایت می کرد هم سرمایه گذاری، جالب بود که گفت: «اتحادیه اروپا به ما کمک می‌کند و ما در تلاش برای توسعه چنین مکان‌هایی در اروپا هستیم». ولی در این همایش بیشتر از این چیزی من نفهمیدم.

درباره سخنران

درباره سخنران

Kristjan M. Hauksson

کریستین هاجسون

    • متخصص در حوزه بازاریابی اینترنتی و گردشگری
    • برنده جایزه European Search Personality
    • موسس و مدیر پیشین تحقیق و ارتباطات آنلاین در آژانس بازاریابی اینترنتی Nordic e-Marketing
    • عضو هیئت مشاوره بین المللی شرکت Bing
    • سخنرانی در کنفرانس های مختلف در عرصه بین المللی
    • نویسنده کتاب بازاریابی جهانی شبکه های اجتماعی

سخنران چهارم، کریستین هاجسون بود، اون صحبت های خودش رو این طوری شروع کرد که « قراره دو برند را بررسی کنیم، اولی، wow air و دومی GEOX ، اولی بودجه کمی دارد و دومی بودجه زیادی، ولی هر دو می دانند که باید از داستان تعریف کردن، استفاده کنند، بایدخدمات خوب بدید، من از کشوری اومدم که جمعیت اون ۳۳۰ هزار نفره، ولی مردم قلب بزرگی دارند، یک اتفاق که بلند شدن دود از دهانه ی کوه آتشفشانی بود باعث شد بیست درصد توریست بیشتر وارد کشورم بشه، یعنی  یک میلیون توریست در سال،  سه برابر جمعیت کشور، این چالش بیست درصد افزایش توریست بود، پنج تا هفده ایرلاین جدید شروع کردند به وارد کردن توریست به کشور، در برند سازی خود از طریق اینترنت ۵ فاکتور مهم را باید همیشه به یاد داشته باشید، Work of mouth ،direct، paid search ،social ،organic search».

بعد در ادامه یک داستان را شروع کرد « صرفا وب سایت نسازید، تست کنید، نیازهای هدف را در نظر بگیرید، عمومی برخورد نکنید، اجازه بدید افراد داستان بگن و قسمتی از داستان باشند، این ویدئ رو ببینید، این شرکت قصد داشت ویزیت های سایتش رو بالا ببره، یه مسابقه طراحی کرد، یه داستان، گفت هر کسی که سوار ماشین فرمول یک بشه و جیغ نزنه، ۲۰ تا از بهترین کفش هاش رو بهش جایزه میده، بعد این ویدئو را ساخت و منتشر کرد، بیش از یک میلیون بار این ویدئو دیده شد و بازدید ها از سایتشون خیلی بیشتر از انتظاراتشون شد، چرا که مردم مبادرت به انتشار اون کردند و علاقه مند به شرکت در مسابقه، این شرکت مستقیم با رسانه ها صحبت نکرد ولی آگاهی این شرکت باعث شد علاقه رسانه ها جلب بشه، و به همه اهداف رسیدند».

در آخر ادامه داد «اگر گوش کنید ببینید مردم چی میخوان موفق می شوید، باید مردم را تشویق کنید، ایده اولیه را از بین نبرید، ایده اولیه قدم اول است، اون رو گسترش بدید، یاد بگیرید از مسائل مختلف، در اما درباره بازاریابی چند کاناله باید بگم، باید تبلیغات خودتون رو هوشمند کنید، من یه سایت خبری رو مثلا دنبال می کنم، اون سایت با توجه به ارتباطش با برخی سایت های دیگه، چون میدونه من دنبال چه چیزهایی می گردم و روی چه لینک های کلیک می کنم، تبلیغاتش رو متناسب با علاقه مندی ها و چیزهایی که من دنبالشون می گردم توی صفحه به من نشون میده، در آخر هم باید بگم همه چیز گوگل کردن نیست، شما باید با تجربه مشتری شروع کنید، بعد دنده عقب برید به سمت تکنولوژی، این حرفی است که استیو جابز همیشه میزد، POST را به یاد داشته باشید،people، objectives ،strategy ،Technology ما صد در صد دیجیتال نیستیم، مثلا من دوست دارم روزنامه دستم بگیرم یا حتی کتاب، براتون آرزوی موفقیت دارم».

درباره سخنران

درباره سخنران

Kaspar Szymanski

کسپر زیمنسکی

    • متخصص بازاریابی آنلاین
    • استراتژیست کیفیت جستجو در گوگل
    • سخنران در کنگره های جهانی مانند:
      • Google Day
      • Google Site Clinic
      • SIX

سخنران پنجم، کسپر زیمنسکی بود، کسپر گفت: «از گوگل حرف نمی زنم، از تجربیات خودم حرف می زنم، ۱۰۰ میلیارد در ماه گوگل جست و جو می کنه، البته این آماری هست که دو ماه پیش من دارم، دو نوع سرچ داریم، سرچ ارگانیک و سرچ پرداختی، این دو تا کاملا از هم جدا هستند، سرچ پرداختی جدید هست و از دو سال پیش شروع به کار کرده، توی مراحل تحقیقاتی بود ولی جدیدا داره به طور جدی کار می کنه، بگذریم، اگر دنبال رنکینگ باشید باید webmaster guidelines رو بخونید، به طور مرتب بخونید چون گوگل اگه چیزی اضافه کنه، چیزی رو اعلام نمی کنه، و اما درباره ی web spam ، این سایت ها آشغال هستند، اصولا سایت هایی هستند که قرار بوده سریع بزنند و ولش کنند، تیم Web Spam در گوگل توانایی کار روی ۲۶ زبان دنیا در حد زبان مادری را دارد.»

بعد در ادامه درباره ی الگوریتم ها صحبت کرد، «گوگل چه کار می کنه، algorithms، ها چی هستند، پنگوئن و پاندا چیه؟ البته جدیدا یه پرنده هم اضافه شده، پاندا که اسم یه مهندس بوده، البته مسخره است، اسمش پَندا بوده، نشانه الگوریتمی است که به درد ما می خوره، پاندا کل داستانش درباره محتواست، اگر گرافیک و نوشته اش از دید گوگل خوب نباشه و خراب باشه،  نه این که شما دوست دارید یا نه؟ کاندید الگوریتم پاندا میشه و خوراک پاندا تامین می‌شود! و اگه ورودی به سایت شما مثل یک پل خراب باشه یا ورودی آشغال باشه شامل الگوریتم پنگوئن می شید، یعنی لینک هایی که به شما داده میشه از سایت هایی باشه که از دیدگاه گوگل سایت های خراب یا اسپم باشه، برای گوگل حجم محتوا مهم است، مفید بودن اونا مهم نیست، الگوریتم پاندا تشخیص می دهد که مثلن این محتوا برای مقاله‌ای با موضوع سرطان کوتاه و بیهوده است. نظراتِ عاشق شما هستم، به منم سر بزن اینا اسپم هستن و سایت رو خراب می کنن»

بعدش در باره ی search quality صحبت کرد «اگر سایتی پرچم بگیره یا گزارش ریپورت اسپم داشته باشه، بسته به تعداد بازدید کننده دیرتر یا زودتر بررسی می شه، فرض کنید یه سایت جدید ایجاد کردید با عنوان سفر به ایران، اگر در مدت کوتاهی بازدید کننده هاش از صفر به بهترین سایت تبدیل بشه، بررسی میشه، اگه یه سایتی مصرفش یه دفعه بره بالا، بررسی میشه و پرونده میشه ولی این دست ما نیست، اگر دست من بود جاستین بیبر رو از ایندکس حذف می کردم، اگر پرونده داشته باشید، ترافیک ارگانیک دیگه ندارید و فقط می تونید روی ترافیک شبکه های اجتماعی حساب کنید، الان دو سال هست که اخطار برای سایت ها می فرستند تا مشکل رو برطرف کنند بعد اقدام می کنند، در این بین یک اتفاق جالب هم افتاد، به سایتی ایمیل زدیم که از ایندکس حذفت می کنیم و اهمیت ندادند و حذف شدن، بعد در تلویزیون و رسانه های اجتماعی گفت، بر میدارید که میدارید به درک، همین حرف باعث شد، سایت های خبری و اجتماعی معتبر زیادی بهشون لینک بدن و به طور فوق العاده ای این امر سبب شد، رتبه یک که هیچ به آسمون برسه به حدی که یه شرکت بزرگ با پول خوب اونها رو خرید»

در ادامه درباره نجات از اسپم گفت: «همیشه راهی هست، زبان ها را در سایت با هم قاطی نکنید, چک کنید نتایج جست و جو را و اصلاحاتی انجام بدید، صفحه ی خراب در سایت نداشته باشید که مخاطب با خطا مواجه بشه و گوگل هم صفحه ی خطا بهش نشون بده تو نتایج، مشتری وقت اضافه نداره، این همه رقیب میره دنبال یکی دیگه، برای تعمیرات به گوگل بگید، بنویسید، الان به دلیل مشکلات فنی در دسترس نیستیم بعدا مراجعه کنیم، یا بنویسید ما حتما بر میگردیم، مطالب جالب توی ۴۰۴ بزارید، خلاق عمل کنید، آدم ها را نگه دارید توی صفحه، بخش Developer ، رو چک کنید و ایرادات را حل کنید تا سرعت باز شدن سایت بالا بره، همه جا باید سرعت باز شدن بالا باشه نه فقط پشت سیستم خودتون، باید روی موبایل و تبلت خیلی سریع باز بشه»

در آخر صحبت های خودش رو این طوری تمام کرد، «برند خیلی مهمه، لینک درست کنید ولی برای چیزی که به خرید ختم بشه، اگه کلی لینک درست کنید، ممکنه گوگل شما رو تنبیه کنه، شبکه های اجتماعی خیلی مهم هستن، شما اگه به آدم ها کمک نکنید فایده نداره شما اگه باهاشون درست حرف نزنید فایده نداره، می خواهید تبلیغ کنید! بکنید نه مثل خل و چل ها، مثل ویدئو فروشگاه لوازم گلف که دیدید، در آخر یه چیزی که می تونید از من ببرید و استفاده کنید دو تا چیزه، از کسی که گوگل کار کرده: اول اینکه مشتری را اول قرار بدید، آخرین باری که از کسب و کار خودتون خرید کردید کی بود؟راضی بودید از خدماتتون؟ مسئله اینه در مقایسه با رقبا شما باید کمی متفاوت باشید، دوم اگر فروش می کنید باید بی همتا باشید، مثلا آمازون تحویل بدون هزینه را راه انداخت، فکر کنید به اینکه اگر شما حذف بشید مشتریان شما چه چیزی را از دست می دهند؟»

به زودی فایل ارائه ای که در ایران داشتند هم میزارم ولی ارائه ی ایرانشون به این ارائه خیلی نزدیک بود.

امیدوارم از مطالبی که براتون جمع آوری کردم لذت برده باشید، این کار حدودا ۱۲ ساعت از من وقت برد، امیدوارم به دردتون خورده باشه، در کل برای من شنیدن بعضی حرف ها از آدم هایی که توی این کشور زندگی نمی کنند و توی حوزه فناوری و گردشگری کار می کنند خیلی خوب بود، می خواستم انتقادات جدی نسبت به این کنفرانس داشته باشم که بیخیال شدم، و فقط بد نیست که بگم، تمام اطلاعاتی که این دوستان در این کنفرانس با تحمیل هزینه های سنگین به ما دادند، با ساختن یک بلاگ و معرفی این اشخاص و لینک به فایل های ارائه و حتی ویدئو های این دوستان هم قابل انجام بود، در ضمن حضور یک سخنران در سه سال متوالی هم کار چندان جالبی نیست.

 

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

۲۴ دیدگاه ها

  1. عالی بود،
    واقعا مرسی از اینکه این تجربه رو با ما هم در میون گذاشتی 🙂

  2. بسیار جالب بود، با اینکه در این سمینار نبودم ولی کاملا در جریان اون قرار گرفتم. ممنون جناب فتاحی

  3. البته قطعا کلیت این همایش از نگاه هر فردی می تونه متفوات باشه. اما گزارش شما هم خواندنی بود. بخصوص اینکه من رو با وب سایت ۱۶personalities.com آشنا کرد و خیلی برام جالب بود.

  4. چه بررسی خلاصه و کاملی! فکر کنم بیشتر از حضور در خود برنامه کاربردی باشه این حرکتتون. خوشحال شدم از آشنایی با خودتون و وبلاگتون. موفق باشین

  5. بسیار عالی بود.
    از اینکه وقت گذاشتید و اون رو نوشتید بسیار ممنونم. مهمترین نگته، پیدا کردن فیلم ها و اسلایدها و … بود که به خصوص بابت این کار متشکرم.

    موفق باشید آقای فتاحی

  6. مرسی آقای فتاحی عزیز من نزدیک به ۳ سال این کنفرانس ها رو از نزدیک دنبال کردم و از دوستان نزدیک حمید هستم و اینکه الان سیدنی استرالیا هستم و از اینکه توضیحات جالب و مفیدی رو راجع به کنفرانس دادی ممنونم با اینکه از رادیو بازادیابی مستقیم گوش دادم ولی خوب به علت تغییرات ساعت اواخر کار رو نشنیدم ولی اینکه مرسی از این توضیحات من هم قبول دارم که کریستین هر سال که میاد این جریان آتش سوزی رو تکرار می کنه خسته کننده شده ولی اینجا که هستم یکی دوبار در وبینارها بس شرکت کردم و هر روز مطالب جدید تری رو ارایه میده، روی هم رفته به محتوا کنفرانس با توصیفات شما نمره خوبی میدهم ولی به برگزاری اون نبودم و نمیتونم نمره ای رو براش در نظر بگیرم

  7. خیلی خیلی ممنونم

  8. خیلی گزارش خوبی بود و حسابی به کارم آمد.
    دنبال یک گزارش دست اول از سخنرانی‌ها بودم، ولی اغلب مطالبی که در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود، به صورت خبر بود یا عکس‌هایی که شرکت‌کنندگان برای یادگاری با سخنرانان و استندهای سالن گرفته بودند!
    احساس می‌کنم اگر در همایش هم شرکت می‌کردم، چیزی بیشتر از این گزارش شما دستم نمی‌آمد. ممنون.

  9. سلام…من مثه خیلی ها دوست داشتم تو این همایش باشم ولی خوب بهر حال نشد…ولی اینکه شما منو دقیقا بردید تو اون همایش و گفتم بی انصافیه نخوام تشکر بکنم….
    بازم ممنونم از وقتی که گذاشتید برا باز نویسی..میدونم کار سخت و اقت فرسایی هستش…از اونحایی که خودم چندین تجربه بازنویسی چند تا رویداد رو دارم…

  10. آقا عالی بود. دمت گرم که این همه وقت گذاشتی. بسی مفید بود.

  11. سلام ابوالفضل جان
    خیلی دنبال فیلم و گزارش این همایش بودم. مقالت رو کامل خوندم. خیلی عالی نوت برداری کرده بودی
    فقط یه سوال. گواهینامه هم بهتون دادند؟ چون من یه جا خوندم که ندادن ولی توی سایت همایش تصویر نمونه گواهینامه رو زده
    http://www.ebconference.com/certificates/view

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه