۳دی
اگر دشمن داری، به او اطلاعات بده

اگر دشمن داری، به او اطلاعات بده

من به شخصه آدمی هستم که حوصله‌ی شنیدن اطلاعات اضافی راجع به هیچ موضوعی را ندارم، به خصوص اگر به موضوعی مرتبط باشه که بخواهم درباره‌ی آن تصمیمی هم بگیرم، البته هیچ ارتباطی با مشورت گرفتن نداره، برای مثال وارد یک رستورانی شدم، از قبل پرسیدم کجا باید برم و بهترین غذای اونجا که دوست دارم چی هست، بعد پیشخدمت میاد سر میز و شروع میکنه به داستان تعریف کردن، اینقدر اطلاعات درباره‌ی غذاهای مختلف میده که آدم یادش میره برای چی اومده اونجا، آخرین بار هم چند روز پیش شیراز برای من اتفاق افتاد، اینقدر عصبانی شدم آخرش که تصمیم گرفتم از رستوران برم بیرون، یا درباره انتخاب رشته‌ی دانشگاه، تصمیماتی که در شرکت می‌گیرم و …، کلا با هر اطلاعاتی که سرعت تصمیم‌گیری من را کم کنه مشکل دارم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)