۱۸آذر

این ماه کجا داری میری؟

خیلی وقت بود اینجا چیزی ننوشته بودم، دلیلش نداشتن موضوع و بی حوصلگی و … نبود، به خاطر حجم بالای کارهایی بود که تصمیم گرفته بودم حتما انجامشون بدم و از خودم خیلی راضی هستم به خاطر تصمیماتی که اول ماه گرفتم و انجامشون دادم و یا در حال انجامشون هستم، اول مهر برنامه ریزی جالبی برای خودم کردم و انجامش دادم، آبان برنامه ریزی متفاوتی نسبت به ماه قبل کردم و اونم انجام دادم و ماه آذر گل سر سبد ماه های قبلی هست چون از تجربیات ماه های پیش استفاده کردم به نظر خودم یکی از بهترین برنامه ریزی های خودم رو انجام دادم و تا حد خیلی خوبی تا این لحظه موفق شدم انجامش بدم، البته همیشه میشه بهتر از چیزی شد که در حال حاضر هستیم ولی اگر نسبت به گذشته بررسی کنیم اتفاقات خیلی هیجان انگیزی افتاد، چون کارها به هم وابسته هستن می خوام بعد از به نتیجه رسیدن شون دربارشون مطلب بنویسم، این روزها حس می کنم خیلی بیشتر از قبل خودم رو می شناسم و در مسیر درست تری حرکت می کنم.

اما چرا این مطلب رو نوشتم، اول مهر که شروع کردم به برنامه ریزی سعی کردم یک برنامه جامع طراحی کنم که هر ماه طبق اون پیش برم ولی ماه آبان شرایط به کلی تغییر کرد و مجبور شدم تغییرات اساسی در برنامه ریزی ها لحاظ کنم، به این نتیجه رسیدم که فقط داشتن چشم انداز و هدف هایی برای تحقق در بلند مدت کافی هست و بهتره برنامه ریزی دقیق تر در بازه های زمانی یک ماهه انجام بشه، ماه آذر که شروع شد و تصمیمات جدیدی گرفتم و بازخورد این برنامه ها تا این لحظه بهم نشون داد تصمیم درستی گرفتم، من هر ماه تمام فعالیت هام رو برای رسیدن به اهدف مشخصی تنظیم می کنم ولی هیچ دو ماهی شبیه به هم نیست، البته نواقص زیادی هم داره ولی می تونم به جرأت بگم هیچ سه ماهی رو در زندگیم پشت سر هم نداشتم که طبق برنامه ریزی پیش برده باشم به جز همین سه ماه گذشته. به نظرم بهتره چشم انداز و رسالت زندگی تون رو مشخص کنید و لیست اهداف بلند مدت خودتون رو بنویسید و بعد به صورت کوتاه مدت برنامه ریزی کنید و بازخورد بگیرید و ماه بعد رو مطابق با باز خوردهایی که گرفتید دوباره برنامه ریزی کنید، اول هر ماه باید بدونید این ماه قراره کجا برید و آخر ماه باید بدونید چقدر به اهداف بلند مدتتون نزدیک شدید، این طوری هر ماه تمرکزتون روی کارهایی هست که باید در همون ماه انجام بشن.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)