۲۱شهر

این هفته مراسم کلنگ زدی بود

جمع بندی هفته ششم

زدن اولین کلنگ طرح هفده

شنبه به طور رسمی اعلام کردم قصد دارم طرح هفده رو خیلی زود به مرحله ی اجرا در بیارم، ایده آل گرایی هام رو برای پروژه کنار گذاشتم و بالاخره اولین کلنگ رو برای اجرایی کردنش به زمین کوبیدم، تصمیم گرفتم در ساده ترین حالت ممکن شروع کنم و زمان زیادی صرف طراحی یک وب سرویس خوب و عالی نکنم، چون با این کار بیشتر از هر چیز دیگه ای زمان رو از دست می دادم، قصدم این خواهد بود که با کمترین امکانات شروع کنم و متناسب با بازخورد مخاطبین طرح رو ادامه بدم.

برداشتن اولین قدم برای اجرای پروژه کتاب

از وقتی اومدیم تهران، تصمیم داشتیم با بچه ها طرح هایی را در حوزه ی کتاب اجرایی کنیم که به دلایل مختلف نمیشد، اواسط هفته بود که تصمیم جدی برای اجرایی کردن این پروژه گرفتیم، صحبت های خوبی انجام شد تا اولین گام برای برداشتن مشخص بشه، بحث هایی سنگین و طولانی ولی به لطف خدا نتایج خیلی خوبی داشت که امیدوارم در آینده ی نه چندان دور یا من یا هر کدوم از بچه ها اولین مطلب رو درباره ی این پروژه خواهیم نوشت.

چالش طراحی سرویس

آرش میلانی توی بلاگش مطلبی رو با عنوان «شروع چالش طراحی سرویس: از صفر تا درآمد پنج میلیون تومان در ماه در عرض شش ماه» منتشر کرده بود و خودش رو به چالش کارآفرینی دعوت کرده بود و از دیگرانی هم که قصد کردن کار مشابهی انجام بدن دعوت کرده تا در این چالش شرکت کنن، من هم در این هفته تصمیم گرفتم در این چالش شرکت کنم، الان هم مشغول انتخاب و بررسی ایده هام هستم تا بهترینش رو برای این چالش انتخاب کنم.

نام گذاری سیاره

شازده کوچولو روی قله ی مافارون بهم گفت: «هیچ چیز با ارزش تر از با هم بودن نیست، رسیدن به قله بهانه ایست برای اینکه مدتی برای رسیدن به اون با هم باشیم و از کنار هم بودن لذت ببریم، هر چی قله ای که قراره فتح کنیم بلند تر باشه، مسیر طولانی تر خواهد بود و ما فرصت بیشتری خواهیم داشت برای اینکه از هم یاد بگیریم، دست همدیگه رو بگیریم، با هم غذا بخوریم، حرف بزنیم، گریه کنیم، بخندیم و خودمون رو برای همدیگه فدا کنیم»، من هم اسم سیاره ام رو به عشق شازده کوچولو گذاشتم مافارون.

شروع کار تیمی با دوستان

امروز با دوستان خوبم امیر حبیب زاده بحث و گفتگو های خیلی زیادی داشتیم و ایده های زیادی هم به چالش کشیدیم، مهم ترین تصمیمی که گرفته بودیم شروع یک کار تیمی خوب بود برای با هم بودن، چیزی که همه برعکس اون رو انجام میدن، یعنی با هم هستن تا کاری رو انجام بدن، امروز بیش از ده ساعت ایده های مختلف رو بررسی کردبم و بالاخره تصمیم به اجرای کارهایی گرفتیم که به زودی هم اعلام خواهیم کرد، هم درباره ی روند اجرایی اونها خواهیم نوشت.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)