۶اسف
ای برادر کجایی؟

ای برادر، کجایی؟

ای برادر، کجایی؟ برای من خیلی فیلم دوست داشتنی بود، ماجرای سه تا دوست صمیمی که به هم زنجیر شدن و تصمیم می گیرن فرار کنن، حماقت هاشون برای رسیدن به پول خیالی و در نهایت رسیدن به پول و زندگی که اصلا انتظارش رو نداشتن، این فیلم از ابتدا با موسیقی شروع میشه و در انتها هم با موسیقی تموم میشه، کارهای احمقانه این سه نفر جریان فیلم رو می سازن و کارهایی که از روی شانس و دوست داشتن و ساده لوحی شون انجام میدن، شبیه به کارهایی که فارست گامپ می کرد، البته این دو فیلم به هیچ وجه قابل مقایسه نیستن و راستش تا حالا فیلمی به دوست داشتنی فارست گامپ ندیدم ولی همین که آدم هایی رو می بینم از روی دوست داشتن و معرفت پای قول و قرارهاشون می مونن یاد فیلم فارست گامپ میافتم، در کل از بین فیلم های برادران کوئن تا اینجای کار این یکی رو بیشتر دوست داشتم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)