۲۱بهم

باران که می بارد تو می آیی

امسال خیلی زمستون عجیب و غریبی بود، احساس مردم جنوب رو پیدا کرده بودم که برف کلا نمی بینند، دریغ از یکی دو تا دونه برف، خدا رو شکر بچه که بودیم برف های خیلی خوبی رو تجربه می کردیم، یادم میاد یک بار این قدر برف اومد که تا یک هفته مدرسه ها رو تعطیل کردند، کلی امتحان هم لغو شد، اصلا برف و بارون دوست داشتنی ترین نعمت های خداوند هستند، فقط نمی دونم چرا خدا امسال نعمت هاش رو از ما دریغ کرده بود، حالا ما هیچی، چقدر بچه ها ناراحت شدند.

امروز بعد از مدت ها یک بارون قشنگی اومد، خدا رو شکر، نمی دونم شما وقتی بارون میاد چه چیزهایی دور و برتون متفاوت میشه، من اگر توی اتاقم نشسته باشم، صدای بارون رو از کانال کولر می شنوم، صدای خوردن قطرات بارون روی کانال کولر، آهنگ دلنشینی رو ایجاد می کنه، که تا مدت ها دوست دارم بشنوم، اینقدر سر ذوق میاره آدم رو که از روی صندلی بلندم می کنه و تا کنار پنجره می کشونه تا از نزدیک بارون رو ببینم و از هوای بارونی لذت ببرم، دوست داشتم عطر بوی بارون هم داشتیم.

بچه که بودم، تا صدای بارون رو می شنیدم، با سرعت خودم رو با یک ظرف به وسط حیاط می رسوندم تا آب بارون جمع کنم و قطرات بارون من رو نوازش کنند، بعضی وقت ها اینقدر می موندم تا بارون قطع میشد و رنگین کمون با رنگ های فوق العاده اش خودنمایی می کرد، بعدش هم که مشخص هست، سرما می خوردم و چند روزی درگیر سرما خوردگی می شدم ولی باز هم پشیمون نمی شدم و اگر باز هم فرصتش پیش می آمد، حتما باز هم می رفتم زیر بارون، درد لذت بخشی هم داشت.

رانندگی زیر بارون فوق العاده است، خیلی دوست دارم، احساس عجیبی بهم میده، قابل توصیف نیست، به خصوص اگر توی جاده هم باشم، زیبایی های طبیعت زیر بارون دو چندان می شوند و آسمون وقتی بارون می باره و بعد از اینکه خورشید درمیاد، دیدنی می شود، اینقدر بارون فوق العاده است که می شود روزها در موردش نوشت، عجیب ترین حس من وقتی بارون میباره، حس حرف زدن با خداست، ناخود آگاه با دیدن اولین قطرات بارون از خدا تشکر می کنم و ازش می خوام بارون رو زیاد ببارونه.

حرف زدن با خدا در حالت عادی خیلی خوب هست و حس خوبی بهم میده ولی وقتی بارون می باره، حال و هوای عجیبی پیدا می کنم، حرف های خودمونی تری می زنیم با هم، اصلا حرف های عاشقونه مال زیر بارون هست، وقتی بارون میاد حرف های عاشقانه تا عمق وجود طرف نفوذ می کنه، حرف های خدا هم تا عمق وجودمون نفوذ می کنه، اصلا صدای بارون صدای خداست، همه ما هم صدای خدا رو می شناسیم و می تونیم بفهمیم چی میگه، وقتی بارون میاد، انگار خدا هم اومده پیش ما.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

یک دیدگاه

  1. عالی بود 🙂

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)