۸اسف
بارتن فینک

بارتن فینک

بارتن فینک ماجرای یک فیلمنامه نویسی هست که در شهر نیویورک مورد استقبال مردم قرار گرفته و با مشورت یکی از دوستانش تصمیم می گیره برای به دست آوردن پول بیشتر به لس آنجلس بره تا شانس خودش رو در هالیوود امتحان کنه، در بدو ورود اتاقی در یک هتل اسرار آمیز می گیره و بعد به دیدن مدیر یکی از کمپانی های بزرگ هالیوودی میره و اون سفارش یک فیلمنامه درمورد کشتی گیری رو بهش میده، اون حتی نمی دونست کشتی چه جور ورزشی هست، در هتل هر چی تلاش می کنه نمی تونه بنویسه و سر صدای اتاق کناری اذیتش می کنه و نمیزاره تمرکز کنه، با پذیرش هتل تماس می گیره و شکایت می کنه، اون هم به اتاق کناری زنگ می زنه و میگه اتاق کناری ازت شکایت کرده، با عصبانیت از اتاقش میاد بیرون، در میزنه و بارتن دو دل که در رو باز کنه یا نه، …

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)