۷دی
با احتیاط حمل شود

با احتیاط حمل شود

چند سال پیش با دوستی آشنا شدم که از نظر من داشت مسیر اشتباهی را می‌رفت، در اولین فرصت اطرافیانش را تغییر دادم، آدم‌های جدید خیلی جلوتر ازش بودن و طرز فکر و بینش متفاوتی داشتند، اوایل احساس خوبی نداشت ولی من مدام بهش می‌گفتم تو خیلی باهوش هستی و استعداد‌های زیادی داری، در حالیکه شاید این طوری هم نبود، اوایل کارم خیلی سخت بود چون مجبور بودم خودم خیلی چیزها را بهش یاد بدم ولی بعد از مدتی که شروع کردم به تصویر‌سازی از آینده‌‌اش و ساختن یک دنیای هیجان‌انگیز، شرایط کمی تغییر کرد، دیگه خودش حرکت می‌کرد، یاد می‌گرفت، یه جورایی میشه گفت بهش یاد داده بودم چطوری باید یاد بگیره، بعد از مدتی دیگه عقب‌تر از کسی نبود و نسبت به آدم‌های گذشته‌ی زندگیش جلوتر بود، چون انتظاراتش را تغییر داده بودم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)