۶مرد

با مشتریان خود صادق باشید.

زمان ما بزرگترین لذت مجازیمون این بود که روی مُچ دستمون رو گاز می گرفتیم ساعت درست میشد، حال می کردیم، مثل الان نبود که یه بچه پنج ساله یه فروشگاه اینترنتی رو اداره می کنه، یادمه نوجوون که بودم علاقه خاصی به فروشندگی داشتم، چند بار هم کارهای خاصی پیرامون این موضوع انجام دادم، مثلا یه صندوق چوبی درست کردم، توش آدامس و پُفک و … می فروختم، که علاقه بیشترم به خرید مُنجر به شکست من می شد، چون بیشترش رو خودم می خریدم، یه مدت هم بادکنک شانسی می فروختم، اونم بابام توی دو روز اول شانسش خوب بود، میومد بادکنک بزرگه رو می برد، بقیش می موند روی دستم.

بزرگتر که شدم، چیزهای بزرگتری می فروختم، مثلا یه مدت می رفتم کتاب فروشی و لوازم التحریر فروشی همسایمون، درِ مغازه وای میستادم، خیلی کار فوق العاده ای بود، الانم که الانه هنوز کتاب فروشی رو دوست دارم و خودم یه مغازه زدم، مرکز پخش زدم و دارم کارهای جالب تری هم پیگیری می کنم که بعدا می گم، فروختن کتاب هم زیباست، هم لذت بخش، زیباست چون احساس مفید بودن و تاثیر گذار بودن بهت دست میده، به خصوص که به مشتری یه پیشنهاد عالی میدی و با رضایت از درب مغازه میره بیرون، لذت بخش هست، چون داری یه چیزی رو می فروشی.

یادمه یه مدت تو بخاری فروشی هم کار می کردم، این کار چون روحِ خاصی نداشت، فقط لذت بخش بود، اونم چون می فروختم، اون موقع احساس می کردم فروشنده باید صادق باشه، الانم همین احساس رو دارم، ولی صاحب مغازه نظر دیگه ای داشت، یه بار هم یه مشتری اومد یه بخاری که رو دستمون مونده بود رو بخره، صاحبت مغازه داشت از بی اطلاعی طرف سوء استفاده می کرد، منم بهش گفتم این رو نخر، یکی دیگه بردار، این به درد نمی خوره، بعدش به خاطر همین راهنمایی که به مشتری دادم تا راضی باشه برای همیشه، اخراج شدم.

بگذریم، تا امروز کارهای زیادی برای فروختن کردم و از علاقه مندیم دست نکشیدم و به مرور زمان من هم خودم را با تکنولوژی مطابقت دادم و به سمت فروش اینترنتی هم رفتم، اینا همه رو گفتم که درباره دو تا لذت حرف های کوچیکی بزنم، یکی لذت فروش هست که همه ما به نوعی بهش علاقه داریم و یکی لذت خرید که اونم همه ما ذاتا دوست داریم، اصلا خرید روحیه آدم رو عوض می کنه، این که میگن زن ها دوست دارن فقط خرید کنن یه حرف کاملا اشتباهی هست، کلا انسان ها خرید و تجربه چیزهای جدید رو دوست دارن.

اگر کسانیکه به هر نحوی در مقوله فروش درگیر هستند، به رفتار شناسی و ذائقه شناسی مشتری هم بپردازن، یعنی ببینن مشتری چطوری خرید می کنه، چه چیزهایی در خریدش تاثیر گذار هست، دوست داره باهاش چطوری رفتار بشه، چه چیزهایی رو دوست داره و کلی چیزه دیگه، هم خودشون به سود بیشتری دست پیدا می کنند و هم مشتری ها را نسبت به خودشون وفادار می کنن و ارزش افزوده های زیادی برای خریدار ایجاد می کنند، چرا که خریدار دوست داره، از مکانی که لذت میبره خرید کنه و چیزهایی که خیلی دوست داره رو بخره، نه چیزهای معمولی.

در زمینه خرید و فروش تجربه های زیادی توی این سال ها به دست آوردم که سعی میکنم به مرور زمان اینجا بنویسم، شاید به صورت اتفاقی به درد کسی خورد خدا رو چه دیدی، دوست دارم از تجربیات شما هم آگاه بشم و ازشون استفاده کنم، لطفا بنویسید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۳ دیدگاه ها

  1. منم خیلی دوس داشتم فروشندگیو امتحان کنم یه زمانی
    بابا هیچ موقع نزاش
    البته الان که فک میکنم میبینم احتمالا از پسش بر نیام,چون حوصله مخ مشتریو زدنو ندارم

    • ابوالفضل فتاحی

      برای اینکه هم حرف پدر رو گوش کنی هم دنبال علاقه مندیت رو بگیری، می تونی از فروش اینترنتی استفاده کنی، سعی کن از علاقه مندی هات ساده نگذری، در ضمن شما از پس انجام کارهای بزرگتر از این هم بر میاید، فقط کافیه شروع کنید، شروع.

  2. آخه محیط فیزیکی یه چیز دیگس!!!
    مثلا بری کرکره مغازرو بدی بالا, بعد مشتری بیاد بره,با همسایه ها درمورد قیمتای بازار حرف بزنین
    :))
    تازه مشتریا خودشون جالبن,الان پیر شدم,اون موقع حال آدمارو داشتم
    :دی
    درمورد اون شروعم آره موافقم,خیلی چیزا هستن که از بس شروعشون نکردم بیخیالشون شدم

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)