۱۹مرد

برای خودت احترام قائل شو

امروز قصد دارم درباره مطلب مهمی اظهار نظر کنم، اصلا از همین اظهار نظر کردن شروع می کنم، آیا شما جرأت اظهار نظر کردن دارید؟ حدودِ چهار سال پیش من یک پروژه دانش آموزی را طراحی کردم به اسم برهان، به معنی برنامه ریزی، رشد، هدایت و آموزش نوجوانان ایرانی، که این پروژه طوری طراحی شده بود تا طی چهار سال با پنجاه دانش آموز در حوزه های مختلف کارهایی انجام بدیم، تا فقط یک چیز را تقویت کنیم و اون «عزت نفس» بود، اعتقاد داشتیم اگر این مورد را بتونیم بالا ببریم، حل کردنِ بقیه مشکلات از عهده خودشون بر میاد، اولین دوره مخاطبین ما بیشتر دانش آموزانی بودند که در مدارس خاصِ شهر درس می خودند و خانواده هایی تحصیل کرده داشتند ولی شاید به جرأت بتونم بگم بیشترشون از عزت نفس پایینی برخوردار بودند.

یکی از مخاطبین ما روحیات لطیفی داشت، شعر می گفت، بعد رفته بود رشته تجربی، شاگرد متوسط به پایینی بود، هیچ کس علاقه ای به ارتباط با اون رو نداشت، خودش هم اصلا خودش رو باور نداشت، توی خونه آقا دکتر صداش می کردند و از آرزوهاش دکتر شدن بود، وقتی با هم صحبت می کردیم، گویی اصلا از خودش هیچ چیزی نداشت و قرار بود پدر و مادرش رو به آرزوهاشون برسونه، خودش زیر دست و پای اونا لِه شده بود، کارهایی می کرد که دیده بشه، تا مشکلاتش رو پشت اونا پنهان کنه، تا اینکه بالاخره یه روزی تصمیم گرفت عزت نفس داشته باشه، و تغییر رشته داد، رفت علوم انسانی، ابتدای کار مورد تمسخر همه قرار گرفت، حتی خانوادش بهش محل نمی زاشتن، تا اینکه آروم آروم شکوفا شد، توی آزمون های موسسات رتبه زیر ۱۰ میاورد و عکسش روی نشریات زده می شد، المپیاد ادبیات هم طلا گرفت، سربازی و کنکور و همه چیز براش حل شد، همه یه جور دیگه نگاهش می کردن.

یکی دیگه از بچه ها، علاقه ی بسیار شدیدی به کامپیوتر داشت، اصلا دل و روده ی سخت افزار و نرم افزار را در آورده بود، باور کنید همین الان هم که بچه ها دچار مشکلی میشن به اون زنگ می زنن، ولی ایشون تو خانواده ای بزرگ شده بود که همه دکتر بودند و راه سعادت فرزندشون رو در پزشک شدنش می دیدن و اینکه این بنده ی خدا فقط با دکتر شدن می تونست به موفقیت برسه و به مردم خدمت کنه، یادمه توی این چهار سال تحت شدید ترین فشارهای روحی و روانی محصور شده بود تا فقط و فقط درس بخونه تا فرزند دو تا دکتر خدای نکرده مهندس نشه و خدا راضی نباشه، بعد از کنکور، دکتر که نشد هیچ، به بدترین شکل ممکن افسرده هم شد، باور کنید بعضی از خانواده ها هنوز معنی و مفهوم کمک کردن و کنترل کردن و هدایت کردن رو نفهمیدن.

یکی از نشانه های آدم هایی که از عزت نفس پایینی نسبت به بقیه برخوردار هستند اینه که از ۲۴ ساعتِ روز، ۲۵ ساعتش رو مشغول این هستند که با خودشون درباره ناتوانی هاشون حرف بزنن و به اشتباهات و شکست های گذشتشون فکر کنند و به اصطلاح امروزی خودخوری کنند، اصلا یاد نگرفتن که خودشون رو ببخشند و دنبال توانمندی های خاص خودشون بگردن، به موفقیت های کوچیکشون فکر کنند تا به موفقیت های بزرگشون برسند، از این آدم ها انتظارِ بخشش دیگران را داشته باشید، انتظار ابلهانه ای به نظر میاد، چرا که وقتی نمی تونه خودش رو ببخشه چطور انتظار دارید یکی دیگه رو بتونه ببخشه.

من همیشه به لطف خدا، سعی کردم اول خودم رو ببخشم، حتی در بزرگترین اشتباهات و شکست های زندگیم، برای همین بخشیدنِ دیگران برای من جزء کارهای لذت بخش زندگیم به حساب میاد، بارها شده شاهد بودم دوستانِ نزدیکم به خاطر یک اشتباه که مرتکب شدند، روزها و شب های زیادی به ملامت و سرکوفت زدن به خودشون مشغول بودن، ولی من در چنین روزهایی به این موضوع فکر می کنم که باید با این مشکل چطوری مواجه بشم، من اصولا قول هایی به خودم نمی دم که نتونم انجام بدم و یا به خاطر انجام دادنش چیزهای بزرگی رو از دست بدم، به جاش میام به خودم قول میدم، سعی می کنم اون مشکل رو حل کنم ولی قول میدم که یک کارِ جدید مثبت رو هم انجام بدم، با این کار سعی و تمرکزم روی کارهای مثبت می رود و مشکل در لا به لای سعی و تلاش من یا حل می شود، یا کمرنگ.

ولی با همه ی این اوصاف که می دونم خانواده نقش به سزایی در بالا بردن یا پایین کشوندن عزت نفس یک نفر داره، ولی خود شخص، نقش سازنده و اساسی تری رو برعهده داره، باید خودش به خودش کمک کنه تا به یه شناخت خوب از خودش و توانمندی هاش برسه، بعد روی اون ها سرمایه گذاری کنه و برای رسیدن به موفقیت و تحقق آرزوهاش تلاش کنه، مشکلات را تحمل کنه و تا زمین خورد بلند بشه و باز ادامه بده، باید اعتقاد پیدا کنه که توانمندی هر کاری را داره، باور کنید، شما توان رسیدن به آرزوهای واقعی خودتون رو دارید، اصلا آفریده شدید که به آرزوهاتون برسید، ولی همون طور که خودِ خدا هم میگه، اول خودتون رو بشناسید.

در آخر هم حرفی از امیر المومنین علی (ع) بگم :

  • قبل از هر چیزی خود را مشمول عفو قرار دهید ، باید خود را تصمیمات غیر عاقلانه و حرف های احمقانه گذشته تبرئه کنید ، و خطاها و لغزش های گذشته خود را ببخشید . کسی که توانایی بخشیدن خود را ندارد ، شب از بی خوابی رنج می برد و روز از ملامت و خستگی.
این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

«ما امده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود... ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند.» نوشته نادر ابراهیمی

۹ دیدگاه ها

  1. “ما به آرزوهایمان تنها یک رسیدن بدهکاریم”

  2. به موضوع خیلی ظریفی رسیدی بخشش خود و اون رو با احترام به خود و عزت نفس خیلی عالی ترکیب کردی مثل دفعه قبل لذت بردم
    همین فرمون بری جلو چیزهای جدیدی ما هم یاد می گیریم

    • ابوالفضل فتاحی

      فرزام جان، از اینکه می خونی و نظرت رو میدی تا بتونم مطالب بعدی را بهتر از قبلی ها بنویسم و بدونم اصلا درباره چه چیزهایی بیشتر بنویسم ازت خیلی زیاد سپاسگزارم.

  3. ممنون از بابت طرح این موضوع که مشکل اکثر ماهاست 🙂

    راستی آقای محمدرضا شعبانعلی هم در سایت trustzone.ir فایل های صوتی راجبه عزت نفس (در مسیر اصلی) آپلود کردند، که به همه توصیه می کنم از اونا استفاده کنند.

  4. یادداشت بسیار خوبی بود و دست روی موضوع مهمی گذاشته‌اید.
    متأسفانه فضای آموزشی ما هم طوری ساخته شده که به بچه‌ها در زمینه عزت نفس کمک چندانی نمی‌کند.

  5. درود و سپاس؛
    خلاصه ی مطلب اینکه از اشتباه کردن نترسید، آزمون و خطا انجام بدین تا خودتون رو بشناسین و شکوفا بشین؛ و بخاطر اشتباهات سهوی در این مسیر خودتون رو ببخشید؟
    با این حساب، شما عزت نفس رو دستاوردی میبینین که تنها از مسیر شکوفایی بدست و باهاش رابطه ی مستقیم داره؟
    یا شاید شکوفایی و عزت نفس رو درواقع دو واژه ی بهم گره خورده که حقیقت معنایی بسیار مشابهی دارن میبینین؟
    جا داشت مطلبتون تعریفی از عزت نفس و اساسی ترین ضروریت های وجودش و مضرات عدم وجودش رو مختصر در بر میگرفت.
    طرح برهان یک سبک مشاوره ای بود؟ اصولش شامل چه مواردی میشد؟ چه مقدار بازدهی مثبت و چه نتایج و بازخوردهای جانبی به دنبال داشت؟

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه