۱۶شهر

برنامه ها را بر اساس تمرکز طراحی کنیم.

گویا بی خوابی شدیدی زده به سرم امشب و قرار نیست بخوابم، خیلی دوست داشتم صبح زود بیدار بشم و شروع کنم به کار کردن ولی الان ساعت ۲:۱۳ دقیقه است و من نمی تونم بخوابم به خاطر حجم زیاد فکرهایی که مدام توی سرم می چرخند، مهم نیست، با خودم گفتم چه کار کنم که این تهدید رو به فرصتی برای خودم تبدیل کنم، بهترین چیزی که به ذهنم خطور کرد، نوشتن بود، می خوام درباره تمرکز و اسرار خودم و شاید شما به عدم تمرکز بنویسم، بعد از ماه ها بی برنامگی از ۹ شهریور سعی کردم برنامه جدیدی رو در پیش بگیرم، حالا چرا از نهم؟ چون فقط می خواستم نه از شنبه شروع کرده باشم، نه از یکم و نه از هیچ مناسبت دیگه ای، همین طوری بی خودی، این اتفاق رو دوست دارم.

بعد از گذشت ۹ روز از برنامه ها، فهمیدم بعضی از اونها واقعا زیاد هستند، البته حجم اونها برای من اهمیت نداشت، بلکه تنوع اونها بود که من رو کلافه کرده بود، همیشه در چنین مواقعی با مقاومت شدید خودم مواجه میشم، البته باز هم همین طور بود و وقتی داشتم با خودم حرف می زدم که کارم اشتباه هست، اصلا انگار نه انگار که من داشتم باهاش حرف می زدم، راستش من هم خیلی بهش فشار نیاوردم ولی تصمیم خودم رو گرفتم و این بار به جای اینکه برای مدتی یک برنامه احمقانه را پیش ببرم یا کلا به خاطر وجود مشکلاتی بزارمش کنار، می خوام اصلاحاتی در اون به وجود بیارم، حتی اگر سرفصلی دارای ۵ برنامه هست، لزومی نداره کل وقت بین هر پنج فعالیت مساوی تقسیم بشه و باید حتما یکی از اونها دارای اولویت ویژه ای بشه، یعنی تمرکز به جای پراکندگی متمرکز بشه روی یک برنامه، بقیه برنامه ها اگر قرار به عدم حذف هم باشه باید در اولویت خیلی پایین تری قرار بگیرند، یه جورایی میشه گفت عدم انجام اونها خیلی مهم نباشه ولی باید حتما برنامه اصلی انجام بشه.

این بحث رو می تونم تو برنامه های کاری هم پیش ببرم، یه جورایی مدتی هست، سعی می کنم تمرکزهای کوتاه مدتی درست کنم تا کارهای نیمه کاره تمام شوند و بتونیم یک برنامه منسجم رو پیاده سازی کنیم، ممکنه کارهای مختلفی هر بخش داشته باشه ولی تمرکز هر بخش فقط روی یک فعالیت هست برای دوره های زمانی مختلف، تا الان که نتیجه بهتری برای هم من (خودم) و هم ما (تیم ما) داشته، واقعا اگر برای خودمون دوره های کوتاه مدت مثلا ماهانه مشخص می کنیم برای گرفتن بازخورد ولی در هفته های اول وجود مشکلاتی را کشف می کنیم نباید تا انتهای دوره صبر کنیم و سریع باید مشکل رو برطرف کنیم و با یک برنامه اصلاح شده قوی تر برنامه را ادامه بدیم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه