۱۴دی

بنویسید تا خودتون رو بهتر بشناسید

اواخر تابستون امسال بود که تصمیم گرفتم برای مدتی هر روز بنویسم، اونم با برنامه، همه می گفتند داره حرف الکی میزنه نمی تونه، ولی من نوشتم و نوشتم و نوشتم تا هفتاد روز گذشت، روزهای اول خیلی بهم سخت می گذشت ولی آروم آروم این کار برام لذت بخش شد، اوایل سعی می کردم مطالب خیلی علمی بنویسم، از کلمات قلمبه سلمبه استفاده کنم، ولی به مرور زمان فهمیدم من خودم باشم خیلی بهتر از این است که خودی بسازم که بعد از مدتی شبیه اون بشم یا خودم ازش خوشم نیاد.

تنها دلیلی که باعث شد نتونم ادامه بدم، مریضی بود و درد، البته به شخصه علاقه ندارم کارهایی که خیلی دوست دارم، برام به روزمرگی تبدیل بشه، نوشتن روزانه به من کمک کرد تا با برنامه به سمت اهداف شخصی و سازمانیم حرکت کنم، یه جورایی بهم فهموند کی هستم و باید چه کارهایی رو انجام بدم و چه کارهایی رو انجام ندم، بهم یاد داد مقالات علمی حاصل تجربه های کوچیک و کوچیک زندگی یه سری آدم هست که به صورت کتابی می نویسند، حالا تو بیا تجربه های زندگیت رو به زبون خودمونی بنویس و کلی چیزهای مفید دیگه.

دفعه ی قبل به هر کس می گفتم بیا شروع کن به نوشتن جواب های جالبی می گرفتم، یکی می گفت دلم می خواد ولی حال ندارم، یکی گفت، می خوام بلد نیستم، چند نفر جواب های خیلی جالبی دادند، گفتند پرسونال برندینگمون خراب میشه مطلب عادی منتشر کنیم، شاید یکی از چیزهایی که توی زندگیم هست و بهش افتخار می کنم اینه که لحظه ای به خاطر حرف مردم کاری رو انجام ندادم یا خودم رو تغییر ندادم، ما قراره با نوشتن خودمون رو بهتر و بیشتر بشناسیم چرا فکر می کنید قراره چیزی رو به دیگران یاد بدید؟ خودتون باشید.

آدم های بزرگی رو توی همین کشور دیدم و باهاشون صحبت کردم و همه ی اونها گفتند ما با نوشتن تغییر کردیم و خودمون رو بهتر شناختیم و مسیرمون رو متناسب با شناخت جدیدمون عوض کردیم و امروز از زندگی شخصی و حرفه ای مون راضی تریم، قبلا در مورد اینکه چرا باید بنویسیم چند تا مطلب منتشر کردم و نمی خوام اینجا در مورد اونها باز هم حرف بزنم، این مطلب رو نوشتم که به شما بگم قصد دارم چهل روز دوباره هر روز پشت سر هم در اینجا مطلب بنویسم، برنامه ی نوشتنم هم در ادامه خواهم آورد.

چند تا نکته قبل از پایان دادن به حرف هام لازمه بگم، این صرفا یک پیشنهاد به نظرم خیلی خوب هست که شما هم شروع کنید به نوشتن ولی یک چالش نیست، یک برنامه است برای اینکه خودمون رو بهتر بشناسیم و بتونیم قدم هایی که برای ساختن آینده ی دلخواهمون بر می داریم درست تر و محکم تر باشه، براتون مهم نباشه اگر بنویسید کسی می خونه یا نه، فقط منتشر کنید، کسی رو تگ نکنید که این مطلب رو بخون، فقط بنویسید و منتشر کنید، برای خودتون، بازم هم می گم برای خودتون بنوسید و خودتون باشید، شروع کنید بنویسید.

برنامه ی نوشتم از ۱۴ دی ماه ۱۳۹۳ لغایت ۲۴ بهمن ۱۳۹۳ به مدت چهل روز.

شنبه مهارت های فردی در مورد مهارت هایی که خودم یاد گرفتم و کمکم کرده زندگی بهتری داشته باشم می نویسم.
یک شنبه رویداد هفته در مورد اتفاقات خاص یا عادی که در طول هفته برام اتفاق می افته خواهم نوشت.
دو شنبه تجربه خاص ما هر روز در حال تجربه کردن هستیم، مهم ترین تجربه ای که در طول هفته به دست میارم دربارش می نویسم.
سه شنبه معرفی کتاب هر سه شنبه خوندن کتاب جدیدی رو شروع خواهم کرد و تا هفته دیگه هم تمامش می کنم هم دربارش مطلب کوتاهی خواهم نوشت.
چهار شنبه عکس نوشته عکاسی از جمله کارهای دوست داشتنی من هست، دوست دارم در طول هفته عکس هایی بگیرم و درباره ی یکی از اونها مطلبی بنویسم.
پنج شنبه داستان شاید یکی از کارهای مهم ما در زندگی این باشه که داستان زندگی خودمون رو بنویسیم، این کار شاید بهم کمک کنه داستان خودم رو زیباتر بنویسم.
جمعه جمع بندی خیلی مهم هست آدم بدونه در هفته ای که گذشته چه کارهایی انجام داده و نسبت به هفته های قبل چقدر پیشرفت کرده.
این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

۲ دیدگاه ها

  1. نوشتن خیلی خوبه، چند روزی هست که دارم هر روز مینویسم ولی منتشر نمی‌کنم!!
    به یاد دوران دبستان، اسمش رو هم گزاشتم دفتر مشق!!! حس خوبی رو منتقل میکنه گرچه شاید برای خیلی‌ها دفتر مشق یادآور خاطرات خوبی نباشه 🙂 ولی برای من برعکسه
    دلیلی که این نوشته‌های روزانه رو منتشر نمی‌کنم شاید خودمونی بودنش باشه، منم دارم با نوشتن روزانه راجع به هرچی، واقعا خودم رو بهتر و بیشتر میشناسم
    توییت کرده بودید برای اینکه خودتون رو بیشتر بشناسید، وقت بزارید، احساس میکنم با نوشتن میشه این وقت رو به دست آورد، چون خودم دارم انجامش میدم و حسش کردم
    پس به قول شما، بنویسید تا خودتون رو بهتر بشناسید
    خواننده‌ی مطالب این چهل روز شما هستم جناب فتاحی عزیز
    موفق باشید 🙂

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه