۱۵بهمن

به دلایل مثبت خود بیشتر بها دهید

گاهی به من انجام کارهایی پیشنهاد می شود که یا کسی قبول نمی کند یا اگر قبول کرده مونده توش و نمی تونه انجامش بده، وقتی به مسئله نگاه می کنم دلیل اینکه خیلی ها قبول نکردند اون کار را انجام بدهند می فهمم و به احتمال زیاد اگر هیچ دلیلی برای انجام دادن اون کار پیدا نکنم من هم انجام نخواهم داد، ولی خیلی وقت ها هم پیش میاد یک دلیل برای انجام دادن اون کار پیدا می کنم در کنار صدها دلیلی که برای انجام ندادن اون کار دارم، اون وقت جور دیگه ای به مسئله نگاه می کنم.

من اگر به کاری اعتقاد نداشته باشم اگر صدها دلیل ایده آل هم برای انجام اون کار وجود داشته باشد و فقط یک دلیل برای انجام ندادن باشد، من یقینا دست به اون کار نخواهم زد، حتی اگر یکی از مزایای انجام دادن اون کار کسب پول خیلی زیاد باشد، در عوض اگر کاری را که از نظر همه انجام دادنش احمقانه باشد، ولی از نظر من اون کار خیلی مفید به نظر بیاد، و این تنها دلیل برای انجام اون کار باشه، بدون شک انجامش میدم، چون عاشق اون کار شدم و دوستش دارم، شکست هم برام مهم نخواهد بود.

انتخاب این دست کارها برای انجام دادن مشکلات زیادی به همراه خواهد داشت که مهمترین و تاثیر گذار ترین مشکل اون، جا زدن هست، وسط کار سعی می کنی یه جوری کار را رها کنی و بروی، خسته می شوی و نگرانی های بی موردی تمام وجودتون رو فرا می گیره، یه جورایی میشه گفت، دلایلی که داشتید کار را انجام ندهید اون یک دلیلتان را هم خورد، دیگر شما هستید و کلی دلیل برای انجام ندادن و کاری که در وسط اون هستید و دیگر نمی توانید قدمی به جلو بردارید.

هاروکی موراکامی در کتاب «از دو که حرف می زنم، از چه حرف می زنم»، جمله خیلی جالب و تاثیر گذاری داره، که میگه: «من فقط دو سه دلیل برای دویدن دارم در حالیکه برای ندویدن دلایلم بی حد و حصر است، پس باید تا می توانم به آن دو سه دلیل بها بدهم»، من همیشه سعی می کنم وقتی کارهایی که یک یا چند دلیل بیشتر برای انجامشون ندارم قبول می کنم، اون یک دلیل رو اینقدر توی ذهنم بزرگ کنم و هر روز هم با خودم مرور کنم تا دیگه جایی برای حرف زدن سایر دلایلم وجود نداشته باشد.

خیلی وقت ها هست که موقعیت های خوب و خاصی در زندگی ما پیدا می شوند که ممکن است سرنوشت زندگی ما را تغییر دهند و ما هم نسبت اون موقعیت ها احساس خیلی خوبی داریم ولی چون در اون لحظه از زمان دلایل کافی برای استفاده از اون موقعیت نداریم، رهایش می کنیم و یا ممکن است به خاطر احساس خوبمان تلاش کنیم تا از موقعیت پیش آمده استفاده کنیم ولی دلایل زیادی که برای استفاده نکردن داریم مانع ما شوند و ما باز رها کنیم و بعدا پشیمان شویم، به دلایل مثبت خود بیشتر بها دهید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)