۸اسف

به عهد وفا کنید که از عهد سوال می شود

یک سری حرف ها هست که خیلی سنگینی می کنه روی دلم، چند روزه درد زیادی دارم می کشم و سعی می کنم به روی خودم نیارم با خودم گفتم یک مطلب همین طوری بنویسم یکم آروم تر بشم، توی سال های گذشته به خیلی ها اعتماد کردم، پول قرض دادم، مسئولیت دادم، رفاقت کردم و … ولی بالاخره یه جوری ازشون خوردم، تا الان کمتر کسی رو می شناسم که به عهد و پیمانش وفادار مونده باشه، بچه که بودم خیلی روی قول و قرار حساس بودم، با کسی قرار می ذاشتم چند دقیقه زودتر سر قرار حاضر می شدم، به کسی قول می دادم سعی می کردم حتما بهش عمل کنم ولی اصولا این قضیه بر عکس اش زیاد صادق نبود و طرف مقابلم مثل من رفتار نمی کرد.

شاید مهم ترین دلیل رفتارهای من حرف هایی بود که از خدا شنیده بودم، مثلا در آیه اول از سوره ی مائده می فرمایند: «ای کسانی که ایمان آورده اید به پیمانها وفاء کنید» و یا در آیه ۳۵ سوره ی اسراء  می فرمایند «به عهد و پیمان وفاء کنید که همانا عهد و پیمان مورد سوال واقع خواهد شد»،  خیلی آیه سنگینی بود، خود من می ترسم اون دنیا چطوری قراره جواب عهد و پیمان هایی که بستم و زدم زیرش رو بدم به خصوص با خدا، باز به خودم میگم خدا بزرگ و مهربون هست و می بخشه، مردم رو چه کنم! اینقدر راحت عهد و پیمان می بندیم و بسیار راحت تر می شکنیم که انگار قرار نیست اتفاقی بیافته، شاید هم نیافته ولی گویا خدا اون دنیا باهاشون کار داره، با عهد و پیمان هایی که بستیم.

خیلی این حدیث از امام صادق (ع) برام جالب بود، « وعده ای که مؤمن به برادر دینی خود می دهدنوعی نذر است که وفا کردن به آن لازم است جز اینکه کفاره ندارد و هر کس از وعده ای که داده است تخلّف کند با خدا مخالفت کرده و خود را در معرض خشم پروردگار قرار داده و این همان است که قرآن می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟»

امام صادق (ع) در جای دیگه می فرمایند: «سه چیز است که خداوند به هیچ کس اجازه تخلّف از آن را نداده است: ادای امانت در مورد هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار، و وفای به عهد درباره هر کس خواه نیکوکار باشد یا بدکار، و نیکی به پدر و مادر خواه نیکوکار باشند یابدکار»، متاسفانه در جامعه ی ما هر کسی برای خودش تفسیری داره از مسائل دینی و هر طور که در اون لحظه از زمان احساس می کنه به نفع اش هست تفسیر می کنه و با سوال کردن از چند تا آدم بی سواد قانع میشه و میگه قربت الی الله بزنیم زیرش،

خیلی برای من تکان دهنده بود که پیامبر (ص) می فرمایند: «نشانه منافق سه چیز است: دروغگویی، پیمان شکنی، و خیانت در امانت»، یعنی کسی که به عهد و پیمان خود وفادار نیست منافق هست، بعضی ها می گویند که ما عهد و پیمان درستی نبستیم و موضوع اون خدایی نبوده، باشه چند مورد اون این طوری بوده، چرا به بقیه ی عهد و پیمان هات وفادار نموندی؟ یا جالب بود برای من که می گفت آدم باید در مسائل دینی خودخواه باشه تا رشد کنه، منم بهش گفتم خاک بر سرت با این دین جالبی که برای خودت ساختی، رشدی که با خودخواهی صورت بگیره به درد لای جرز دیوار می خوره، خودخواهی به نظر من در هر جایی و هر نوعی اش مزخرف هست.

ما متاسفانه همیشه همین طوری فکر می کنیم که جامعه ی خوبی نداریم، همه برای رشد شخصی خودشون باید خودخواه باشند، واقعا برای من قابل درک نیست، حتی علمای دینی هم این طوری نبودن، وقتی می گفتن فلانی عالم بزرگی هست و شاگرد عالم بزرگ فلانی بوده یعنی آی کیو جان اون عالم بزرگ با خودخواهی به جایی نرسیده دست کلی آدم رو گرفته تا به اونجا رسیده، بعد طرف میگه من خودم رو فعلا درست کنم بقیه به من مربوط نیست، ما نسبت به هم وظیفه داریم چه بخواهیم چه نخواهیم، وقتی عهد و پیمانی می بندید، فقط مهم نیست شما دیگه نمی خواهید، طرف مقابل هم مهم هست، اون دنیا وقتی ازت پرسیدن چرا کشیدی زیرش جواب درستی لااقل داشته باش!

خیلی جالب میشه خودمون از عهد و پیمان خودمون سوال کنیم و جواب های وجدان مون رو بشنویم، مثلا عهد و پیمان ما بگه چرا زدی زیرش؟ بگیم چون برای ما بد بود، بگه خب می موندی درستش می کردی! بگیم نمی شد، اعصابش رو نداشتیم، بگه اون وقت که به نفع ات بود اعصابش رو چرا داشتی؟ بگیم دیدیم درست نمیشه! بگه تو تمام سعی ات رو کردی؟ بگیم آره خیلی تلاش کردیم، بگه زدی تو گوشش؟ بگیم به ما مربوط نبود، بگه یه حالی ازت بگیرم که بفهمی می تونستی کاری کنی و نکردی، ما نسبت به هم مسئول هستیم، این رو روباه هم فهمید که به شازده کوچولو گفت تو نسبت به چیزی که اهلی می کنی مسئول هستی،  امیدوارم منافق نباشیم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

یک دیدگاه

  1. متن فوق العاده ای نوشتید

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)