۱۳آبا

بیایید همدیگر را قضاوت نکنیم!

چند وقتی بود که سعی داشتم خیلی چیزها رو تغییر بدم و خیلی کارها رو شروع کنم، منظم و مرتب مثل نوشتن، مثل انجام دادن بعضی کارها، یا درست کردن بعضی از اخلاق و رفتارها، ولی گویا توفیق با ما یار نیست و حال و هوای این روزهای ما قرار نیست رو به بهبودی بره، نمی دونم واقعا، شاید دیگه نتونم بنویسم، شاید و شاید و کلی شاید دیگه، دوست دارم این مطلب رو اگر قراره فعلا آخرین مطلب باشه، شایدم نباشه درباره قضاوت کردن بنویسم، اینکه زود همدیگه رو قضاوت نکنیم، زود تصمیم نگیریم، زود همه چیز رو خراب نکنیم، در پست قبلی هم درباره صبر یکم حرف زدم، اگر بد می نویسم ببخشید، ذهنم متمرکز نیست.

چند روز پیش یک مطلبی خوندم با این مضمون: «پسرکی دو سیب در دست داشت، مادرش گفت: یکی از سیب هاتو به من میدی؟پسرک یک گاز بر این سیب زد و گازی به آن سیب ! لبخند روی لبان مادر خشکید! سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش نا امید شده، اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت: بیا مامان! این یکی، شیرین تره!!!! مادر، خشکش زد، چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود! هر قدر هم که با تجربه باشید قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید و بگذارید طرف، فرصتی برای توضیح داشته باشد . من خودم اصولا خیلی زود قضاوت می کنم، البته دارم سعی می کنم این طوری نباشم.

شاهکار زندگی چیست؟ این که در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی، دروغ نگویی، کلک نزنی و سوء استفاده نکنی، این شاهکار است. ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ “ﺗﺤﻤﻞ” ﮐﻨﻴﻢ، ﮐﺎﻓﻴﺴﺖ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ “ﻗﻀﺎﻭﺕ” ﻧﮑﻨﻴﻢ، گاهی چون صبر نداریم اینقدر سریع قضاوت می کنیم که بعد از مدتی خودمون هم موندیم این چه قضاوتی بود ما کردیم و یا شرمنده می شویم، گاهی خیلی از فرصت ها را هم از خودمون و هم از دیگران می گیرم، فقط بابت اینکه خیلی زود قضاوت کردیم و شاید باید اجازه می دادیم، طرف مقابل هم صحبتی بکنه، شاید ما فرصتی طلایی را از طرف مقابلمان گرفته باشیم و حتی از خودمان.

ای کاش به جای قضاوت کردن دیگران وقت میذاشتیم بیشتر بشناسیم اونها رو، وقت میذاشتیم کمکشون کنیم برای بهتر شدن، باور کنید این طوری دنیا هم جای بهتری برای زندگی کردن میشد، شاید نیاز به کمی و حتی به خیلی از خود گذشتگی داشته باشه ولی به نظر من خیلی ارزشش رو داره، خیلی از رفاقت ها رو دیدم که به خاطر قضاوت کردن های زود هنگام به هم خورده، به خاطر عدم صبوری ما، باور کنید، دوستی های خوب توی این دنیا بزرگ ترین گنجینه های ما هستند، باید در حفظ اونها نهایت تلاش رو بکنیم که وقتی از دست می روند، روزها، هفته ها، ماه ها ، حتی سال ها در ناراحتی از دست دادنشون خواهیم بود و گاهی هم همه چیز رو از دست می دیم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

۱۰ دیدگاه ها

  1. با سلام
    بنظر من عنوان قضاوت نکردن بود، ولی در متن به زود قضاوت نکردن پرداخته شده وحتی با عنوان کردن این موضوع که کمکشون کنیم که بهتر بشوند(یعنی دنیا را از نگاه من ببینند وبه سمتی که من فکر می کنم بهتر است بروند) به تایید قضاوت کردن (البته با فکر وکمی تاخیر انداختن آن) پرداخته شده است ولی به اعتقاد من قضاوت نکردن مثل رفتار دو کودک است وقتی کنار خود هستند بدون هیچگونه تکلفی با ها بازی وبه شخصیت طرف مقابل کاری ندارند وبعد بازی هم موضوع را بکلی فراموش ، بنابراین در طول بازی خود واقعی را بروز و هیچکونه نگرانی ،افسردگی و…….به خود راه نمیدهند
    اگر دنیا را یک جاده فرض کنیم بایستی همواره مراقب باشیم که از جاره خرج تشوین وهمواره به دیگران هم توصیه کنیم از جاده خارج نشوند ولی اگر جهان را باغی پر میوه تصور کنیم که هرکی خواست میتواند به مسیری برود وحتی مسیر جدیدی که تا حالا کسی نرفته هیجان بیشتر دارد آنوقت قضاوت ونصیحت کم رنگ 

    • خیلی پیچیده کردید قضیه را، صد البته که من فقط از یک زاویه به قضیه نگاه کردم و سعی کردم همون رو هم بگم، حرف های شما هم خیلی خوب و پسندیده هستند، برام جالب و مفید بود 🙂

  2. به نظرم میاد قضاوت لاجرم اتفاق میفته قضاوت یعنی داوری و این یعنی اینکه زمانی که از موضوع یا شخصی به شناخت رسیدی میرسی به مرحله داوری و قضاوت. به نظرم اونچه که بده پیش داوری است.____________

  3. این فرصت طلایی ک میگین…
    خیلیی بعدتراز قضاوت منم بود اما هیچ اقدامی نکردن برای قانع کردن من 😩😢😢😢😢 فقط دروغ هاشونو بیشتر کردن

  4. راستش به نظرم قضاوت نکردن اصلا ممکن نیست! همه ما به عنوان انسان دائما در حال بررسی محیط و آدما هستیم و داریم نتیجه گیری و قضاوت میکنیم. چیزی که اهمیت داره واکنش اجتماعی ای هست که در نتیجه قضاوت کردنمون انجام میدیم و البته همیشه باید به ذهنمون انقدر تسلط داشته باشیم که بدونیم نتیجه ای که گرفتیم ممکنه اشتباه باشه.
    و البته به نظرم وقتی بحث قضاوت ایده ها مطرح میشه اصلا نباید بگیم خب شما آقای ایکس نظرت اینه که زمین صافه پس من به نظرت احترام میذارم و چیزی نمیگم و قضاوتت نمیکنم!

  5. سلام
    امشب اتفاقی به این وبلاگ برخوردم. خیلی خوب بود مطلبتون . مرسی. ساده و دلنشین.
    موفق باشی خیلییی

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه