۱۸بهم

بیایید یکم منظم و مرتب باشیم

از اولین ویژگی هایی که در خودم کشف کردم این بود که آدم منظم و مرتبی نیستم، هر وقت اتاقم رو تمیز می کنم، بعد از چند روز به بازار شام تبدیل میشه که دیگه نمیشه چیزی رو توش پیدا کرد، اصلا دست خودم هم نیست، کلا اینجوری هستم، بیشتر که بهش فکر می کنم، لذت می برم از اینکه نمی تونم چیزی رو توی اتاقم پیدا کنم و اینکه روی میزم اینقدر کاغذ و وسیله هست که دیگه به زور باید برای لپ تاپم جا باز کنم ولی مشکلاتی هم برای خودش به همراه دارد.

این نامرتبی را در جاهای دیگه هم دارم، مثلا یک انبار مشترک برای مجموعه هایی که ساختم درست کردم، هر وقت میرم توش احساس می کنم خودم هم گم شدم، چیزی رو نمی تونم پیدا کنم، بابام میگه ابوالفضل خودش هم نمی دونه چی داره، چی نداره، اصلا یه چیز عجیبی هست، هر وقت هم چیزی می خوام پیدا نمیشه، بعدا یهویی پیدا میشه، البته هر از چند گاهی میرم سر وقت اونجا و یه چیزهایی رو مرتب می کنم و یه چیزهایی رو پیدا می کنم ولی چون زیاده ادامه نمیدم.

از همه بدتر سیستم هایی هست که باهاشون کار می کنم، هر کس صفحه دسکتاپ من رو دیده باشه می فهمه دقیقا منظورم چی هست، هر چیزی رو که دانلود می کنم می ریزم روی دسکتاپ، بعد که دیگه جا نیست، یه فولدر میسازم و همه رو میریزم اونجا، بعد روز از نو روزی از نو، امروز دنبال فایل مهمی می گشتم، هر چی گشتم پیدا نشد که نشد، حتما می گید جست و جو می کردم؟ اسم فایل هم مثل آدم نمیزارم که بشه چیزی رو جست و جو کرد، یه وضعیت بدی بود.

این عادت بد حتی باعث میشه فضای سیستم سریع پر بشه و دیگه جا برای فایل های جدید نباشه، و فضا رو با یه سری فایل به درد نخور پر کرده باشم، امروز تصمیم گرفتم یه دستی به فایل ها بزنم و مرتب کنم و فایل های بی خودی رو پاک کنم، باورتون نمیشه، بعد از چند ساعت هنوز تمام نشده ولی کلی فضا باز شد و کلی فایل که دنبالشون می گشتم پیدا شدند، باید سعی کنم یکم به خودم نظم و ترتیب بدم، نداشتن نظم و ترتیب به نظر ذاتی نیست، نوعی تنبلی هست.

شاید شما هم حس کرده باشید وقتی اتاق کارتون رو مرتب می کنید، یه احساس عجیب و فوق العاده ای میاد سراغتون که بیشتر کار کنید، منظم تر کار کنید و کلی احساس خوب دیگه که شاید نشه در قالب کلمات بیان کرد، بیایید اگر شما هم مثل من این مشکل رو دارید به خودمون قول بدیم یکم منظم تر و مرتب تر باشیم، باور کنید هیچ کس به جز خودمون از این قضیه سود نخواهد برد، برای انجام کار خوب و درست هم نباید امروز و فردا کرد، بلند بشید، اتاق، انبار، هرجای نامرتبی که دارید و فایل های خودتون رو مرتب کنید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۴ دیدگاه ها

  1. من هم همین عادت رو برای دانلودی ها دارم منتها قسمت بدش انتخاب اسم برای پوشه هاست ، بعد مدتی اسم فایلهام اینطوری میشه:
    دیشب ، دیشب ۱ ، دیشب ۲ ،‌دیشب ۳ ….

  2. خوشبختانه از اونجایی که یه کم وسواسی هستم تو این مورد مشکلی ندارم. البته خود وسواس هم خوب نیست ولی خوب بهترین مزیتش اینه که محیط اطرافم همیشه تمیزه 🙂 ولی واسه کسایی که مثل من وسواسی نیستن می‌تونم اینو بگم که هر روز بین یک ساعت تا یک ساعت و نیم رو به تمیز کاری اختصاص بدن البته معمولا کمتر از این زمان نیاز هست ولی من گفتم یک ساعت و نیم چون بعضیا ممکنه واقعا در زمان کار محیط خودشون رو خیلی شلوغ پلوغ کنن. تو اون مدت می‌تونن در حین تمیزکاری به آهنگ مورد علاقشون هم گوش بدن و این خودش میشه یه استراحت از کار کردن. سخت نیست 🙂

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)