۱۸دی
بی‌خیال جدیدترین‌ها شو

بی‌خیال جدیدترین‌ها شو

دوران بچگی ما خیلی با نسل‌های بعد از ما متفاوت بود، دوران بعد از جنگ، دوران واقعا سختی بود، من همیشه دو منزل از بچه‌های کوچه عقب بودم، البته نه در تمام زمینه‌ها، بیشتر جاهایی که پول زیادی می‌طلبید، مثل دوچرخه، موبایل و …. ، در باقی موارد من جلوتر بودم، این موضوع همیشه باعث ناراحتی من بود، تا اینکه شروع کردم به کار کردن، فکر می‌کنم بیست سالم بود که رفتم برای خودم لپ‌تاپ خریدم، گرون‌ترین لپ‌تاپی که اون زمان میشد خرید، اصلا برام مهم نبود، خرید اولین گوشی لمسی هم هیچ وقت فراموش نمی‌کنم، HTC مدل دیاموند بود، پشت شیشه‌ی مغازه‌ای دیدم و دلم خواست، وقتی رفتم داخل گفتم آقا این گوشی چند، نگاهی بهم انداخت و فقط گفت گرونه، من هم بهش گفتم قیمتش رو پرسیدم ازتون یادم میاد گفت، هفتصد و شصت هزار تومان، اون موقع پول خیلی زیادی بود و من هم بهش گفتم می‌خوامش، خیلی با تعجب بهم نگاه می‌کرد، بعد از اون تمام گوشی‌های بعدی زندگیم هم ازش خریدم.

تا مدتی پول درمیاوردم و هر چیزی دوست داشتم می‌خریدم، چند سال پیش عاشق محصولات اپل شدم و شروع کردم به خریدن تمام محصولاتش و هر سال هم جزء اولین نفرهایی بودم که مدل جدیدش رو می‌خرید، تا اینکه گوشیم شکست و اوضاع مالی خوبی نداشتم، چند روز بدون گوشی سپری شد، اولش سخت بود، ولی روزهای بعد خوشم اومد، خود خواسته دو ماه رو این طوری سپری کردم با یک گوشی معمولی، هیچ فرقی برام نداشت، تمام نیازهای من را برآورده می‌کرد، اونجا فهمیدم به صورت ناخواسته اسیر جنون نوگرایی شدم، تصمیم گرفتم تا چیزی رو واقعا لازم نداشتم نخرم، خیلی زندگی برام جذاب‌تر شده، حتی ساده‌تر و شیرین‌تر.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)