۱۱مهر
تسلی بخشی های فلسفه

تسلی بخشی های فلسفه

چند وقت پیش با یکی از دوستان داشتیم توی کتابفروشی قدم می زدیم و دنبال کتاب «از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم» هاروکی موراکامی بودیم که یهو روی میز این کتاب رو دید و برداشت و با هیجان خاصی بهم داد و گفت این کتاب و بخون، خیلی برام جالب شد ببینم توی کتاب چی نوشته که اینقدر از دیدنش هیجان زده شده بود، کتاب رو خریدم و گذاشتمش توی لیست مطالعه، به عنوانش نمی خورد کتاب خوبی باشه، راستش من خیلی علاقه ای به فلسفه هم ندارم، یه جورایی اصلا نمی فهمم بحث های فلسفی رو، بعد از خوندن کتاب فهمیدم عاشق فلسفه شدم، یعنی این کتاب به هر چیزی که فکر می کنید یه جور دیگه ای نگاه کرده و عالی هم این کار و انجام داده.

غیر قابل فهم نوشتن، به احتمال زیاد بیشتر نتیجه تنبلی نویسنده است، تا هوشمندی او. یا این که نقابی است بر بی محتوایی نوشته، غیر قابل فهم بودن، بهترین حامی کسی است که حرفی برای گفتن ندارد.

راستش هر صفحه از کتاب رو که می خوندم دوست داشتم به همه بگم شما هم حتما این کتاب رو بخونید که فوق العاده است، بخش هایی از کتاب رو واقعا عاشق اش شدم، چون سال هاست اون طوری زندگی می کنم، به خصوص بخشی هایی که مربوط به دوستی و زندگی و ناکامی ها و پیشرفت ها و … بود، یه جورایی این کتاب میگه با «فلسفه» زندگی کنیم، نوع نگاه فوق العاده اش به مشکلات و مسائل مهم زندگی از نظر ما باعث میشه ساعت ها به فکر فرو بریم و یه جور دیگه ای به همون مسائل زندگی مون نگاه کنیم، درباره این کتاب تصمیم دارم چند تا مطلب هم بنویسم برای همین به جای زیاده گویی توصیه می کنم این کتاب رو حتما بخونید، فوق العاده است.

قفسه کتاب های من

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

«ما امده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود... ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند.» نوشته نادر ابراهیمی

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه