۹آذر
تقصیر من نبود خطای خدمت بود

تقصیر من نبود خطای خدمت بود

وقتی دانش‌آموز بودم توی مدرسه هر وقت نمره‌ی خوبی می‌گرفتم، سینه‌ام را می‌کشیدم جلو و می‌رفتم خونه و می‌گفتم بفرمایید، ببینید من چه کردم، وقتی‌ هم که نمره‌ی بدی می‌گرفتم، به محض وارد شدن به خونه ورقه را پرت می‌کردم به یک گوشه از خونه و بلند می‌گفتم نامردا از حاشیه کتاب سوال داده بودن، یه جورایی وقتی شکست می‌خوردم هیچ وقت مقصرش من نبودم، توی شرکت هم به نظرم همین طوری هست، وقتی موفق می‌شویم زحمات شبانه‌روزی ما نتیجه داده و زمانیکه شکست می‌خوریم، از بی‌ارزش شدن واحد پول تا شرایط بد اقتصادی همه مقصر هستند به جز خودمان، معنیش این نیست که عوامل دیگه تاثیرگذار نیستند، معنیش این هست که در شرایط شکست و عدم موفقیت خودمان به همان اندازه شرایط موفقیت و پیروزی سهم داریم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)