۶آبا
تو به من علاقه داری، واقعا به من علاقه داری؟

تو به من علاقه داری، واقعا به من علاقه داری؟

«در زمان فروش یک محصول هیچ چیز موثرتر از آن نیست که مشتری را متقاعد کنی، واقعا متقاعد کنی، که دوستش داری و به او اهمیت می‌دهی◊»

به نظر من دوست داشتن همیشه بی‌داد می‌کنه، فوق‌العاده است، وقتی داشتیم اولین کتاب پینگونیو رو چاپ می‌کردیم، آرش بهم می‌گفت روی بسته‌بندی محصول کار کن، هر روز بسته‌بندی‌های مختلف رو بررسی می‌کردیم، تا اینکه یک روز حرف قشنگی زد، بهم گفت، ابوالفضل اگر بخوای برای من یک کتاب هدیه بفرستی چطوری می‌فرستی؟ شروع کردم به تعریف کردن، بسته‌بندی قشنگ با یک نامه و حتی یک هدیه کوچیک کنارش، گفت پس ما هم باید این احساس رو داشته باشیم که برای بهترین دوستانمون داریم کتاب می‌فرستیم، بعد از اینکه اولین سفارش‌ها به دست دوستانمون رسید واقعا بازخورد‌های بی‌نظیری دریافت می‌کردیم، دقیقا مشخص بود که تونستیم دوستانمون رو سوپرایز کنیم، ما دیگه از اون روز به بعد کتاب نمی‌فروختیم، داشتیم برای بهترین دوستانمون هدیه می‌فرستادیم.

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)