۲۱مرد

معرفی کتاب

عنوان : ثروتمندترین مرد بابل

کتاب «ثروتمندترین مرد بابل» یکی از شگفت انگیزترین کتاب هایی است که در زمینه مسائل مالی تا کنون نوشته شده است. در این کتاب نویسنده با الهام گرفتن از داستان های واقعی بابل قدیم، راه حل هایی اعجاب انگیز برای بر طرف کردن مشکلات مالی و دسترسی به ثروت، در اختیار همگان قرار می دهد.

هیچ خانواده ای لذتی از زندگی نمی برد مگر آنکه قطعه زمینی داشته باشد که فرزندان در زمین تمیز آن بازی کنند و خانم خانه در جایی از آن نه تنها گل پرورش دهد بلکه به کشت سبزی هم مشغول شود، خوردن انجیر و انگور درختان خانه، دل انسان را شاد می کند. داشتن خانه ای از خود و مراقبت از آن، مایه ی افتخار و غرور می شود، به انسان اعتماد به نفس می بخشد و تلاش او را مضاعف می کند. از این رو سفارش می کنم که هر کسی صاحب سقفی شود که هم خود و هم خانواده اش را در پناه گیرد.

تفاوت این کتاب با دیگر کتاب هایی که در زمینه ی ثروت نوشته شده اند، این است که در این کتاب فرمول ها با زبانی ساده و برای همه نوشته شده اند، از یک نفر که لب خیابان دستمال کاغذی می فروشد تا تاجران بزرگ دنیای تجارت. قوانین این کتاب، زندگی میلیون ها انسان را در دنیا دستخوش تغییر قرار داده و تاثیر این کتاب به حدی بوده است که در بسیاری از کشورهای دنیا، شرکت های بیمه و بانک ها آن را با تیراژهای میلیونی به چاپ رسانده و در اختیار مشتری هایشان قرار دادند. لذت خواندن این کتاب را از دست ندهید و از هم اکنون برای رسیدن به ثروت برنامه ریزی کنید.
قسمت هایی از کتاب :

قسمت اول

قسمت اول

صفحات تاریخ، شهری زیبا از بابل را به یاد ندارد. نام این شهر، تصویری از ثروت و عظمت را تجسم می کند. گنجینه های پرشده از طلا و جواهرات گران بهای آن، حکایتی افسانه ای است. شاید فکر کنید که این شهر ثروتمند در منطقه ای استوایی، پوشیده از جنگل های سرسبز و انبوه و سرشار از منابع غنی و معادن و فلزات قرار گرفته بود، اما این حقیقت ندارد. این شهر همجوار با رود فرات در دره ای خشک و لم یزرع واقع شده بود. نه جنگلی بود و نه معدنی و نه حتی سنگی برای بنای ساختمان. میزان بارش باران به حدی کم بود که کشت هیچ محصولی میسر نبود.

قسمت دوم

قسمت دوم

چرا ما هرگز ثروتی پیدا نکردیم سؤالی بود که تو جوابش رو به من فهموندی. بله هیچ وقت به دنبالش نبودیم. تو با دقت و حوصله محکم ترین ارابه های بابل را ساختی و با تمام وجود کار کردی، بنابراین در کارت موفق شدی. من هم خیلی تلاش کردم که یک نوازنده ی ماهر در ساز چنگ بشم و بالاخره موفق شدم.

قسمت سوم

قسمت سوم

ثروت مانند درختی است که از یک دانه کوچک شروع به رشد می کند. اولین سکه ی مسی که تو پس انداز می کنی همانند کاشت دانه ای است که رشد می کند و به درخت ثروت تبدیل می شود. هر چه زودتر این دانه کاشته شود زودتر به درختی تنومند تبدیل می گردد. اگر این درخت صادقانه تغدیه شود و با پس انداز ثابت آبیاری شود، خیلی زود با رضایت خاطر به زیر سایه ی آن به آرامش خواهی رسید.

قسمت چهارم

قسمت چهارم

اولین جا برای ذخیره ی گنجینه ی من کیف پولم بود، از کیف خالی و بی مصرف متنفر بودم. دوست داشتم کیفم پر از پول بشود و جیرینگ جیرینگ صدای سکه های طلا از آن به گوش برسد، بنابراین برای کیف خالی خودم به دنبال راه علاج گشتم و بالاخره هفت راه پیدا کردم .

قسمت پنجم

قسمت پنجم

یک انسان آزاد، زندگی را همواره یک سری مشکلات می بیند که باید حل شود و آن ها را حل می کند، در حالی که یک برده گله و شکایت می کند که آخر از دست من چه کاری ساخته است؟ من که فقط یک برده ام. .

من که بعد از معرفی این کتاب به شما قصد دارم قوانین این کتاب و راه کارهای فوق العاده ی اون رو توی زندگی خودم پیاده سازی کنم، بودجه بندی شخصی و مدیریت منابع و کنترل هزینه های شخصی باعث افزایش ثروت میشه، به جز مباحث مربوط به ثروت، بخش آخر کتاب که درباره کار صحبت می کنه و داستانی فوق العاده درباره ارزش کار کردن و داشتن عزت نفس، فوق العادگیِ این کتاب رو افزایش داده.

 

  • نام پدیدآوران : جورج سمیوئل کلاسون
  • نام مترجمین : ژیلا ناظریان
  • مشخصات نشر :  تهران ، هورمزد، ۱۳۹۳
  • موضوع : اخلاق کسب و کار، ثروت، جنبه های اخلاقی، کار، مدیریت منابع.
خرید این کتاب
این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)