۲۴اسفند
جست‌و‌جوی سپربلا از عصر حجر

جست‌و‌جوی سپربلا از عصر حجر

نمی‌دونم چرا ما آدم‌ها دوست داریم همیشه یک دلیلی برای موفقیت یا شکست‌هامون داشته باشیم، هر چند وجود ندارند، مثلا چرا از بهترین دوستت جدا شدی؟ مگه بهترین دوستت نبود؟! اینقدر با این سوالات مواجه میشی که مجبور میشی بگردی و یک دلیلی هر چند احمقانه پیدا کنی، حالا این دلیل می‌تونه خیلی به نفع خودت باشه، یعنی خودت رو خوب جلوه بدی و طرف را خیلی بد، یا خیلی خنثی باشه، به نظرم هر دلیلی که پیدا کنی، مزخرف هست، چون هیچ وقت یک دلیل وجود نداره، مجموعه‌ای از دلایل خیلی زیاد هست که کنار هم جمع می‌شوند و در نهایت منجر به یک اتفاق می‌شوند، این مورد درباره‌ی شرکت‌ها هم صادق هست، هیچ وقت دلیل شکست یا موفقیت کارکردن یا برنامه‌ریزی کردن نیست، مجموعه‌ای از دلایل بسیار زیاد هست که به نظرم باید همیشه روی کاغذ آوردشون، حداقل تا جایی که امکانش وجود دارد.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)