۱۳بهم

جمع بندی پیشرفت برنامه های سال ۹۳

سال گذشته همین روزها بود که شروع کردم به تدوین برنامه های سال ۹۳ و از ابتدای اسفند ماه هم شروع کردم به اجرایی کردن اون برنامه ها، امسال هم قصد دارم از اسفند ماه برنامه های سال بعد رو شروع کنم، برای همین از امروز شروع کردم به جمع بندی برنامه های سال پیش و بررسی موانع و مشکلات راهی که طی یک سال گذشته طی کردم و هر چیزی که باعث پیشرفت یا عدم پیشرفت برنامه های سال گذشته شده بود تا بتونم برای سال بعد برنامه ی بهتری طراحی کنم و نتیجه بهتری بگیرم.

یکی از دلایلی که سال رو از اسفند ماه شروع می کنم به خاطر این هست که هم یک سال شمسی رو در نظر می گیرم هم یک سال سنی رو چون روز تولدم نهم اسفند ماه هست، تجربه جالبی هست، این کار رو از سال پیش شروع کردم، الان به بررسی اجمالی اهدافی که در سال پیش انتخاب کردم و وضعیت فعلی اونها می پردازم، اگر احساس کردم لازم هست درباره ی بعضی از اونها تجربیاتم رو با شما در میون بزارم برای بعضی از اونها مطلب جداگانه ای خواهم نوشت.

برنامه هایی که قرار بود در سال ۹۳ انجام بدم:

#اول، آموزش خوب در سطح عالی در حوزه های فناوری اطلاعات و مدیریت کسب و کار.

در بخش اول این برنامه صفر درصد پیشرفت داشتم و در بخش دوم به نظر خودم، ۲۰ درصد پیشرفت داشتم، دوره های مفیدی شرکت کردم، چیزهایی رو در عمل تجربه کردم و کتاب های مفید و سودمندی خوندم ولی در حد انتظاراتم نبود.

#دوم، مطالعه حداقل ۳۰ کتاب به درد بخور ، که فکر کنم نصفش رو خریدم.

یکی از کارهای خیلی خوبی که سال پیش انجام دادم همین خوندن کتاب بود، که حدود ۲۰ کتاب خوندم، به عبارتی پیشرفتم در این حوزه حدود ۶۷ درصد بوده، نسبت به اینکه من آدم کتاب خونی نبودم پیشرفت خوبی به نظر میاد ولی دوست داشتم بیشتر می خوندم.

#سوم، یادگیری زبان در سطح خوب که بتونم بخونم ، بنویسم، حرف بزنم و کلا بفهمم.

خدا بخواد اینقدر این برنامه رو امروز و فردا کردم و همت داشتم که صفر درصد پیشرفت داشتم، البته مشکلاتی اساسی سر راه داشتم که برون رفتم از اون موقعیت ها کار خیلی سختی بود، مدت زیادی هم درگیر بیماری بودم، حوصله انجام این تیپ کارها رو نداشتم.

#چهارم، سرمایه گذاری در بورس که لازمش یادگیری در این حوزه است.

اوایل سال برای گرفتن کد بورس اقدام کردم و تصمیم گرفتم در دوره های کارگزاری محترم شرکت کنم که گویا شماره های توی سایت و بقیه که روی کارت ویزیت بود دکوری بودند، اعصابم نکشید، یه سری مقاله خوندم تا اینکه همین چند وقت پیش چند جلسه ای در دوره شرکت کردم که فهمیدم از این کار خوشم نمیاد، وقتم رو میگیره ولی دلیل خوبی برای پیشرفت ۱۰ درصدی من توی این حوزه نیست.

#پنجم، یکی از علاقه مندی های جدیدم ، نوشتن هست ، باید هم بنویسم و هم یاد بگیرم خوب بنویسم.

این تنها برنامه ای بود که از اجرا کردنش خیلی لذت بردم، یک دوره هفتاد روزه هر روز و پشت سر هم توی بلاگم نوشتم، و الانم در یک دوره چهل روزه پشت سر هم نوشتن هستم، مطالبی زیادی نوشتم و حتی کتاب هایی هم برای یادگیری خوندم، پیشرفت خوبی داشتم و لذت بخش بود، به نظرم ۶۰ درصد تو این برنامه پیشرفت داشتم.

#ششم، پروژه دوست داشتی هفده و بوکل هست که باید هر دو به شکل خیلی خوبی راه اندازی بشن.

در حوزه کتاب زمان سه ماهه ی خیلی خوبی رو اختصاص دادم و تیم خوبی هم برای اجرایی کردنش تشکیل دادیم، ایده های عالی دادیم ولی در اجرایی کردنشون به خاطر مشکلات شخصی هم تیمی ها و برخی مشکلات دیگه ای که پیش اومد، این برنامه ها متوقف شدند ولی حذفشون نکردم، به نظرم پیشرفت این برنامه کمتر از ۵ درصد بود.

#هفتم ، یه سری برنامه هم دارم، جهت اینکه شما کمتر بگید #آدم‌شو.

این برنامه ها از جمله برنامه هایی بود که خودم با خودم همیشه درگیرشون هستم، این برنامه خودش چند تا برنامه ی زیر مجموعه داشت، که فکر می کنم حدود ۲۰ درصد در انجامشون پیشرفت داشتم و بنا به دلایل بسیار زیادی شکست سختی خوردم.

#هشتم، راه اندازی مجموعه گروه های ارشیا، جهت انجام پروژه های خاص و بزرگ.

این برنامه از رویایی ترین برنامه های سال بود که به خاطر برخی اختلافات با کسی که قرار بود با هم شریک بشیم و این برنامه رو انجام بدیم با صفر درصد پیشرفت در اواخر شهریور کلا کنسل شد، خیلی مقاومت کردم و سعی کردم که این اتفاق نیافته، چون آدمی هستم که ساده از کنار بعضی مسائل نمیگذرم ولی یه جورایی به یک لجبازی تبدیل شده بود.

#نهم، سرمایه گذاری، برنامه ریزی و تدارک ایرانگردی و سفر به دور دنیا.

این بخش از جمله رویاهای زندگی من هست که در سال ۹۳ هر ماه یک سفر به یک یا چند استان کشور داشتم، البته به جز سفرهای کاری، برنامه ریزی های خوبی هم برای دیدن ۴۰۰ شهر کشور انجام دادم، زمینه سفر به خارج از کشور هم تا حدی فراهم کردم و تحقیقاتی رو شروع کردم، پیشرفت این برنامه نسبت به انتظاراتم ۴۰ درصد پیشرفت داشت.

#دهم، یادگیری کار تیمی در قالب تعریف و انجام پروژه های مشترک.

در سالی که گذشت تجربه چندین کار تیمی با اعضای مختلفی رو داشتم که در نهایت برخی با موفقیت همراه بود و برخی با شکست ولی برای منی که اصولا زیاد از کار تیمی لذت نمی بردم، تجربه خیلی دوست داشتنی بود، به خصوص که فهمیدم اگر هم تیمی های خوبی داشته باشم، کار تیمی برای من لذت بخش ترین کار زندگیم خواهد بود، به نظرم در این برنامه ۳۰ درصد پیشرفت داشتم.

در نهایت به نظر خودم در مجموع این برنامه ها پیشرفت ۲۴ درصدی داشتم، البته این برآیند عملکرد من در سال ۹۳ نیست، چون کارهای زیادی خارج از این برنامه ها انجام دادم و موفقیت های خوبی هم داشتم، ولی دوست داشتم در برنامه هایی که نوشتم و دوست داشتم حتما انجام بشوند پیشرفت بهتر و قابل قبول تری داشته باشم، امیدوارم در سال ۹۴ کارهای بهتر و تاثیرگذارتر با برآیند هر چه بیشتری داشته باشم و موانعی که باعث شدند پیشرفت برنامه ها کم باشند را مرتفع کنم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

۸ دیدگاه ها

  1. خیلی خوب بود،لذت بردم از صداقتت.امیدوارم امسال درصد هارو بالاتر ببری.

  2. من سال پیش هدف های شما رو خونده بودم و اون موقع که مطالب وبلاگتون زود زود بروز میشد و نوشته های خوبی هم نوشتید یاد هدفتون افتادم و بین تمام کسایی که ازشون شنیدم هدف منظم نوشتن میذارن شما موفق ترینشون بودی…هی این نکته تو ذهنم بود و میخواستم بگم حالا هم که این پست رو زدین دیدم که بجاست
    پیشرفت تو نوشتن رو صد درصد کنین 🙂

  3. محمدرضا نجفی پور

    شجاع ترین شخصی که تا به حال دیدم 🙂
    مشکل خیلی از ما اینه که دوست نداریم واقعیت ها رو ببینیم، همین که شجاعت واقع بینی رو دارید به نظرم در مورد هفتم پیشرفتتون خیلی خوب بوده و همین خصلت باعث میشه تا سال ۹۴ درصد های بالاتری رو ازتون ببینیم. سال بعد منتظر درصد ها هستیم 😉

    • ممنون، نظر لطف شماست، بازگشت به گذشته و درس گرفتن از اتفاقات اون، زمینه خوبی را برای پیشرفت های بعدی فراهم می کنه و گفتن برخی مسائل انگیزه بالاتری برای جلو رفتن، امیدوارم شما هم موفق باشید. 🙂

  4. سلام، هدف گذاری کارخوبیه و اینکه در انتهای دوره موردنظر میزان پیشرفت رو صادقانه بررسی کنیم خوبتر.
    ولی اینطور که به نظر میاد شما یه بخش مهمی رو نادیده گرفتید و اون اولویت بندی و نرمال کردن اهدافه. به عنوان مثال میگم،”یادگیری زبان در سطح خوب که بتونم بخونم ، بنویسم، حرف بزنم و کلا بفهمم.” خودش شاید یه پروسه چندساله است که نیازمند استمرار و و تداومه و اینکه انتظار داشته باشیم در کنارش بتونیم به هدف “راه اندازی مجموعه گروه های ارشیا، جهت انجام پروژه های خاص و بزرگ” برسیم بعیده.
    داشتن “آرزو” های زیاد مشکلی نداره و شاید خیلی هم مفید باشه. ولی هدفگذاری یعنی با توجه به شرایط ، ابزارها و اولویت ها، از بین آرزوها و حتی از بین موارد اجباری! بتونیم انتخاب های درستی داشته باشیم.

    • ممنون که من رو راهنمایی می کنید، دقیقا حرف شما درست هست، در سال جدید هدف گذاری ها را بهتر انجام دادم و مثل گذشته این جور ایرادات را کمتر خواهد داشت، امیدوارم بهتر عمل کنم 🙂

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)