۱۳مهر
جگر گوشه‌های خودت را بکش

جگر گوشه‌های خودت را بکش

یادم میاد کتابی می‌خوندم با موضوع چگونه متفاوت باشیم، نویسنده سعی کرده بود از تمام ابزارهای انگیزشی استفاده کنه و به مخاطب القاء کنه زندگی فوق‌العاده‌ای داره و شما هم می‌تونید مثل من زندگی فوق‌العاده‌ای داشته باشید، در نگاه اول کتاب هیجان‌انگیزی به نظر میاد ولی برای من که شاید به همون اندازه در یک دهه از زندگیم سفر کردم داستان طور دیگری بود، سفر کردن فوق‌العاده است و من عاشق‌اش هستم ولی برای چی سفر می‌کنیم به نظرم خیلی مهم هست، چطوری سفر می‌کنیم هم مهم هست، با چه کسانی سفر می‌کنیم هم مهم هست، از همه مهم‌تر اینکه سفر علاوه بر لذت، سختی‌های بی‌شماری هم همراه خودش داره ولی نویسنده فقط به قسمت‌های جذاب سفر کردن پرداخته، چرا؟ چون به نظرم مردم دنبال چیزهای فوق‌العاده هیجان انگیز هستند و از اینکه این چیزها همراه با سختی و دشواری باشه لذت نمی‌برند و احتمالا براش پولی پرداخت نمی‌کنند.

این روزها هم تجربه‌ی جالب‌تری دارم، وقتی با دانشجو‌ها مواجه میشم یعنی جوان‌های ۱۹ تا ۲۵ سال، همه به دنبال کسب تجربه و یادگیری و به دست آوردن پول هستند، به نظر من هر دوی این‌ها با هم ممکن نیست، وقتی بهشون میگم در این بازه‌ی سنی نباید کار کنید برای اینکه پول در بیارید یک لبخندی می‌زنند و میگن ما در حال یادگیری هستیم و ازش پول در میاریم، ما تلاش می‌کنیم که وارد شرکت‌های بزرگ و به نام بشیم و همزمان با یادگیری رزومه خوبی هم درست کنیم، از همه جذاب‌تر کسانی هستند که میگن ما داریم از دانشگاه انصراف میدیم یا دادیم، این روزها کسی به مدرک دانشگاهی نگاه نمی‌کنه برای استخدام، حرف درستی هست به نظرم و من یک جمله قشنگ‌تر هم بهش اضافه می‌کنم که تا چند سال آینده کسی به رزومه‌ی شما هم نگاه نمی‌کنه، یا حتی اگر نگاه کنه اگر آدم مدیری باشه بدون شک مسخرتون هم می‌کنه، چرا که با عنوان‌های شغلی مختلف در یک سال در چندین شرکت کار کردید به بهانه‌ی یادگیری، مثل این می‌مونه، جانی آیو یک روز برای شرکت اپل محصول طراحی کنه، فردا برای سامسونگ، روزهای بعد برای سونی و سایر شرکت‌ها، این روزها در ایران مدیرها شرکت‌ها و استارتاپ‌ها را اداره نمی‌کنند، بلکه کارمندان در حال مدیریت شرکت‌ها هستند با معرفی افراد و ایجاد تیم های مختلف، برای همین با چند رابطه‌ی ساده میشه وارد اکثر شرکت‌ها شد، کسانی که در حال تایید این دسته افراد هستند، کارمندانی هستند که مدتی باهاشون کار کردند، این کاملا احمقانه‌ است، برای همین همیشه آدم‌هایی ما را تایید می‌کنند که اصلا صلاحیت تایید کردن ما را ندارند و زمانیکه ما را تایید می‌کنند ما احساس می‌کنیم مسیر درستی رو طی می‌کنیم، اثرات اینکه در این سال‌ها تمرکز کنیم روی یادگیری و کسب تجربه‌های واقعی، در یک دهه بعد در زندگی مشخص میشه و در کوتاه مدت کسانی که وقت صرف یادگیری واقعی می‌کنند احساس شکست می‌کنند و کسانی که در حال یادگیری مسائل سطحی هستند و مورد تایید دیگران احساس پیروزی.

من وقتی وارد تیمی میشم حتی اگر اون تیم دیگه پول هم نداشته باشه باز تیم رو ترک نمی‌کنم، چون برای پول وارد هیچ تیمی نمیشم، من باید اون تیم رو به جایی که احساس می‌کنم درست هست هدایت کنم و کنارشون بمونم تا اینکه یا موفق بشوند یا به صورت جمعی تصمیم به انحلال تیم بگیریم، گاهی باید خودمون رو از شر تفکرات لذت‌بخش ولی بی‌خود خلاص کنیم، گاهی باید جگر گوشه‌هامون رو بکشیم تا شروع به رشد کردن کنیم، من خیلی از آدم‌هایی که مدام تاییدم می‌کنند خوشم نمیاد، این روزها با کارمندان مختلفی از شرکت‌های متفاوت گاهی قرار میزارم و باهاشون قهوه می‌خورم تا با طرز فکرشون آشنا بشم، راستش تا امروز که نقطه‌ی جذابی ندیدم و به نظرم وقتی کسب و کارهای امروز به نقطه‌ی بلوغ خودشون برسند اتفاق جالبی برای خیلی‌ها نخواهد افتاد، همیشه بهترین راه، راحت‌ترین راه نیست.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)