۲۰شهر

حال آدم رو سر میبره!

چند وقت پیش خیلی کلافه شده بودم، کلی کار نصفه نیمه داشتم که به هیچ نتیجه ای نمی رسیدن، یه جورایی اعصابم خورد میشد صبح که بیدار می شدم مجبور بودم بهشون فکر کنم، واقعا سردرگم شده بودم، بعضی از اونها پروژه های کوچیکی نبودن و بعضی هم سرمایه گذار داشتند و به مشکلات خاص خودشون برخورد کرده بودن، یه روز دوستی یک ایمیل به من زد و گفت: «یقین بدون هر پروژه ایی با هر مبلغ سرمایه گذاری که بشه، بیش از حد طول بکشه حال آدم رو سر میبره و دست و دلت به کار نمیره. پس چه بهتر تو چند تا فورس تمومشون کنی». راست می گفت، اوایل که کار رو شروع کرده بودیم، کلی امید و انرژی داشتیم و فکر می کردیم چقدر کار می تونیم انجام بدیم ولی از اونجایی که برنامه ریزی های ما اصولا برخواسته از توانایی های ما و حجم کارها نیست، همش غلط از کار در میومد، از اونجایی هم که چندین و چند پروژه باز داشتیم و هر روز یکی شون دارای اولویت میشد، هیچ وقت، هیچ کدوم پیش نمی رفت و این باعث شده بود، حوصله مون دیگه سر بره و از انجام کارها لذت نبریم چون اصلا نمی دونستیم قراره چی بشه و دنبال چی هستیم و گاهی واقعا نمی دونستیم داریم چی می سازیم.

بعضی از پروژه ها اینقدر در طراحی بزرگ شده بودن که اصلا می ترسیدیم بریم سمت اجرایی کردنش، راستش برای مدتی همه چیز رو تعطیل کردیم و پروژه هایی که واقعا اعصاب خورد کن شده بودن اولویت بندی کردیم و بعضی رو به طور کامل از دستور کار تیم خارج کردیم، بعضی دیگه رو اینقدر کوچیک کردیم تا به پروژه های کوچیک تر و قابل دستیابی تری تبدیل بشن، اولویت با کارهای نیمه تمام قبلی بود که مثل خاری تو چشم گیر کرده بودن و نمی تونستیم انجامشون ندیم، الان حدودا دو هفته از شروع این داستان داره می گذره و واقعا وضعیت خیلی بهتر از گذشته است و کارها خیلی خوب پیش می روند، البته مشکلات جدید تری هم به وجود اومده که کاملا طبیعی هست و نشون میده کارها در حال پیشروی هستند، اثرات کارهای زودبازده و کوچیک روی تیم خیلی عالی هست و باعث شور و نشاط خاصی در تیم می شود.

در کل واقعا داشتن تمرکز در انجام کارها خیلی مهم و ضروری هست، نمیشه چندین و چند کار متفاوت رو با هم جلو برد، در بهترین حالت میشه چند تا کار به هم مرتبط رو پیش برد، در ضمن آدم باید بعضی از کارهای مهم که خیلی زمان بر شده است رو طی چند اولویت فوری انجامشون بده تا فکر و ذهن اش برای کارهای دیگه باز بشه، بیشتر این مطلب رو نوشتم تا به خودم یادآوری کنم کاری که از دو هفته پیش شروع کردم، اثرات کوتاه مدت نسبتا خوبی داشته و جا داره این وضعیت ادامه پیدا کنه و تلاش می کنم هر چند وقت یک بار از چالش ها و کارهایی که در این راستا انجام دادم مطالبی بنویسم که وقتی بر می گردم به گذشته بدونم چه کارهایی کردم و چه بازخوردهایی گرفتم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه