۳۱مرد

حرف خودتون رو زمین نزارید

جمع بندی هفته سوم

روز اول هفته به خاطر همایش روز قبل (چهارمین کنفرانس بازاریابی اینترنتی، اقتصاد و گردشگری) خیلی خسته بودم و تا ظهر به فریضه ی خواب پرداختم، بعد از بیدار شدن تصمیم گرفتم یادداشت هایی که از سخنرانی ها نوشتم رو یه سر و سامانی بدم و در قالب مطلب در بلاگم ارائه بدم، اولش خیلی خوب بود خوشحال بودم، بعدش که همه ی یادداشت هام رو تایپ کردم، دیدم یه سری چرت و پرت بیشتر نشد که خودم هم نفهمیدم چطور شد، تصیم گرفتم دنبال ویدئو ها و فایل های ارائه باشم که این کار ۱۲ ساعتی طول کشید.

روز دوم تازه از خواب بیدار شده بودم که آرش اومد پیشمون، روز خوب و پر انرژی بود، چیزهای زیادی یاد گرفتم، به خصوص کار با برخی از ابزارهای کاربردی گوگل، بین این کارها هم داشتم مطالبی که دیروز نوشتم رو ویرایش می کردم، چیزی که در انتهای کار دراومد خیلی راضی کننده بود، گزارش بسیار خوب و مفصل از همایش بازاریابی اینترنتی، اگر ویدئو ها رو پیدا نمی کردم، چندان مطلب خوبی نمی شد ولی به گفته ی دوستانی که خوندن خیلی خوب شده بود.

روز سوم با سر و صدای همسایه های محترم بیدار شدم، در حال شست و شو و نظافت محل کار بودن، منم دیدم خیلی بده نریم کمک کنیم رفتیم، در همین اوقات بود که تصمیم گرفتم محل کار را کمی گسترش بدم و با یک لابی خوب ۱۶ متر به فضایی که در اختیار داشتیم اضافه کردم، خیلی راضی شدم، واقعا فضای خوبی بود، بعد هم تصمیم گرفتیم یکم فضای داخلی هم مرتب کنیم و به سمت اراک حرکت کنیم تا چند روزی رو پیش خانواده بگذرونیم.

روز چهارم باید توی بلاگم کتاب معرفی می کردم ولی خیلی از کتاب مونده بود، برای همین چند ساعتی رو به خوندن کتاب اختصاص دادم، چون نمی خواستم وقتی به خودم تعهد دادم باید هفته ای یک کتاب بخونم، زیر حرف خودم بزنم، فردا دیگه گوش به حرف خودم هم نمیدم، بعد از خوندن کتاب و انتشار مطلب یه دامین آی آر خریدم که باید مدارک ارسال می کردم ولی گویا همه چیز به هم ریخته بود و هیچ چیزی با چیز دیگه ای مطابقت نداشت، و تا امروز درگیری من روی این مسئله ادامه داره.

روز پنجم، تصمیم به انجام کارهای اداری گرفتم، دیدار با مدیر کل و چند تا معاون از یکی دو تا سازمان را در دستور کار گذاشتم و جالب اینکه عصر هم قرار گذاشتن از مجموعه بازدیدی داشته باشن، عصر برای بازدید اومدن و بر خلاف تصور ساعت ها طول کشید و درباره ی مسائل مختلفی با هم گفت و گو کردیم که امیدوارم نتایج اون دیدار در عمل هم مثل گفتار فوق العاده باشه و ما بتونیم قدم های خوبی برداریم، همون روز برنامه های دیگه هم نوشتم و یک پروژه را انتخاب کردم و شروع کردم.

روز ششم بیشتر وقتم صرف فارسی سازی یک قالب شد، آخه تصمیم گرفته بودم تا یک پروژه ای که دو ماه وقفه در اجراش انداخته بودم رو هر چه زودتر اجرایی کنم، کار خیلی سختی بود، چون من زیاد در این زمینه متخصص نیستم، ولی با هزار و یک زحمت و کمک یکی از دوستان کلیاتش خیلی خوب دراومد، در وقت های خالی سهم کتاب روزانه را خوندم و به نظم دادن مسائل مالی شرکتی پرداختم، خیلی خوب شد به نظرم، از آشفتگی نجات دادم خودم رو.

روز هفتم تصمیم گرفتم جمع بندی را ظهر انجام بدم چون تصمیم گرفتم با خانواده یک سفر کوتاه مدت داشته باشیم، در کل هفته ای که گذشت چهارچوب های خیلی خوبی به خودم دادم و کارها هم خیلی بهتر از گذشته پیش رفت، به شما هم توصیه می کنم برای خودتون چهارچوب های طراحی کنید، البته منظورم این نیست برنامه روزانه بنویسید، منظورم چهارچوب هست که شما را در یک قالب معین به جلو هدایت کنه و بتونه یه شاخص باشه برای اندازی گیری پیشرفت یا عدم پیشرفتتون.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۲ دیدگاه ها

  1. این چارچوب را در نشریات و سایت‌های اینترنتی و شرکت‌هایی که در حوزه تولید محتوا فعالیت دارند، تحت عنوان Editorial Calendar تعریف می‌کنند.
    یک برنامه منظم که کلیات کارهای مجموعه و هدف‌گذاری‌های کوتاه‌مدت یک هفته‌ای و یک ماهه در آن تعریف می‌شود و فرد یا افراد درگیر پروژه، بر اساس زمان‌بندی‌هایی از پیش تعیین شده، فعالیت‌ها را انجام می‌دهند.

    در این یادداشت، شرح وضعیت خوبی از یک هفته درگیری کاری ارائه داده بودید.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)