۱۶اسفند
حرف مفت

حرف مفت

من شخصا هیچ علاقه‌ای به خوندن رزومه‌ی افراد ندارم، چون می‌توانند هر چیزی که دلشون می‌خواد را داخلش بنویسند، راستش ادعاهایی که که در مورد انجام کارها و خودشون می‌کنند هم برای من هیچ اهمیتی نداره، حتی وقتی کسی ادعای زیادی به خرج می‌دهد، احساس می‌کنم می‌خواد سرم کلاه بزاره یا فریبم بده، توی جلسات و مصاحبه‌ها بیش‌ترین تمرکز من روی بررسی کارهایی هست که در گذشته انجام داده و دیدن نتایج کارهایی که قبلا انجام داده، جدیدا رزومه‌هایی را می‌بینم که هر سه، چهار ماه در یک شرکت مشغول فعالیت بوده، راستش وقتی با چنین صحنه‌هایی مواجه میشم حتی حرف زدنم را هم ادامه نمیدم، چون اگر نیروی خوبی بود اون شرکت‌ها حتما نگهش می‌داشتند، یا غیرممکن هست که ظرف مدت به این کوتاهی کسی بتونه تاثیر خیلی مثبتی در سازمان داشته باشه، حتی اصطلاحی دارم که همیشه میگم، وقتی آدم وارد یک شرکتی میشه سه ماه طول میکشه آدم راه دستشویی را پیدا کنه، چطور می‌تونه تاثیر بزرگی بزاره، در کل باید مواظب حرف مفت دیگران باشیم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)