۷فرو

خدا بیا بشینیم حرف بزنیم

سلام خدا، این هفته در چه حالی، ببخشید کمتر وقت شد حال و احوالت رو بپرسم، آخه می دونی که عید نوروز بود و این حرف ها، البته من فرار کردم، راستش حوصله ام نکشید با وجودیکه گفتی صله رحم خیلی خوب هست و این حرف ها ولی من حوصله اش رو نداشتم،  البته به نظر من دید و بازدید خیلی هم خوب هست ولی آخه چه لزومی داره آدم هایی را که در طول سال دوست نداشتم ببینمشون در طول دو هفته برم ببینم، اون هم دو بار، بیخیال بیا از این مسئله عبور کنیم.

خدایا می دونم که می دونی ولی من بگم مزه اش یه چیز دیگه است، کلی گند زدم تو ببخش، قبلا فکر می کردم میشه خیلی چیزها را یه جور دیگه حل کرد ولی این هفته فهمیدم اون ضرب المثل قدیمی خیلی درست هست که میگه، «نمیشه هم خر را بخواهی، هم خرما را»، در جای دیگه حرف خیلی جالب تر و قشنگ تری شنیدم که می گفت «نمیشه سر سفره معاویه نشست بعد پشت سر علی هم نماز خوند» این دو تا با هم جمع نمی شوند، تفریق و تقسیم می شوند برای همین متضرر اصلی خود ما می شیم.

فکرم این روزها خیلی درگیر و مشغول هست، البته هم درگیری های کاری را دارم هم درگیری های ذهنی که تو برام ساختی، فکر می کنی من نمی فهمم که کار شماست، ولی می فهمم، برای همین هر روز بهش فکر می کنم که چرا اینقدر یک مسئله را که از نظر من خیلی هم بزرگ نیست را در ذهنم بزرگ می کنی، به حدی که شب ها راحت نمی تونم بخوابم، روزها هم نمی تونم به چیزهای دیگه فکر کنم، حتما برای شما مهم هست پس من هم حتما بهش فکر می کنم.

خدایا خیلی دوستت دارم و خیلی برام مهم هستی، شاید در عمل چیز دیگه ای باشم که باعث شرمندگی من پیش شما باشه ولی از انصاف که نگذریم خیلی دوستت دارم، می دونم که خودت هم این رو می دونی برای همین هر وقت داری از یادم میری یهویی به یه بهانه ای من رو صدا می کنی که حواسم باشه، ازت بابت این مورد و همه چیز ممنونم، تا حالا کسی از تو بهتر توی زندگیم نداشتم، تو فوق العاده هستی و بی نظیر، همه جا می تونم احساست کنم، باهات حرف بزنم، کمکم می کنی و همیشه در همه حال و همه جا حواست به من هست و این باعث غرور و افتخار من هست که همچین خدایی دارم.

در کل خدا جون باز هم ازت می خوام مثل همیشه در سال جدید هم کنارم باشی، بهم فرصت کسب تجربه های جدید رو بدی و کمک کنی تا هر روز توانمند تر از دیروز بشم و بتونم کارهای فوق العاده ای در این دنیا انجام بدم، کمک کنم تا هیچ وقت تو رو از یادم نبرم و کمکم کن تا همیشه بهترین راه که تو دوست داری را انتخاب کنم، خدایا ممنون که به حرف هام به دقت گوش میدی، تا حالا کسی رو ندیدم که اینقدر عالی به حرف هام گوش بده، در حالی که من به حرف هاش زیاد گوش ندادم، خدایا به امید تو میرم تا سالی فوق العاده را در زندگیم بسازم با کمک شما.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه