۱۲ارد

دارم یاد می‌گیرم چطوری تنها باشم

من آدمی هستم که از تنهایی در حالت عادی اصلا خوشم نمیاد، ولی جدیدا شرایط زندگیم رو طوری طراحی کردم که بیشتر حالت‌های عادی و غیر‌عادی زندگیم رو تنها باشم، به این معنی نیست که هیچ آدمی رو نمی‌بینم یا با کسی حرف نمی‌زنم، معنیش اینه کسی رو تو زندگیم راه نمیدم، زندگیم خلاصه شده تو دیدارهای عادی، گپ‌های روزمره، شرایط بدی نیست، حداقل نگران این نیستم ذهنم بعد از مدتی قراره درگیر آدم‌هایی باشه که تاثیری در زندگیم ندارن، همین الان گاهی با خودم درگیر کلی چرا درباره روابط گذشته زندگیم هستم، روابطی که سالیان سال هست تمام شده ولی پروندشون تو ذهنم هنوز باز هست، یکی از ویژگی‌های خوب زندگیم این هست که هر موقع دوست دارم تنها باشم، می‌تونم تنها باشم، راستش شهر‌ها، شرکت‌ها، همه برام چیزهای بی‌معنی هستن، خیلی‌ها رو می‌بینم برای کار کردن در یک شرکت بزرگ و به نام از شهری به شهر دیگه‌ای میرن بدون اینکه بدونن چرا! راستش من هیچ وقت دوست نداشتم تو شرکت‌های دیگه کار کنم، حتی شرکت‌های خیلی بزرگ دنیا، تو رویاهام تو هیچ شهر بزرگی از دنیا زندگی نمی‌کنم، یه دهکده برای خودم دارم و کنار آدم‌هایی که دوستشون دارم کارهای تاثیرگذاری انجام میدم و تلاش می‌کنم بقیه رو خوشحال کنم، یه روزی حتما میرم، دور میشم از تمام این رنگ‌های مصنوعی، نمی‌تونم خدا رو راحت ببینم، گاهی گمش می‌کنم و این دردآورترین لحظه زندگی من هست، وقت‌هایی که خدا رو گم می‌کنم، این‌ها گوشه‌ای از چیزهایی هست که تو تنهایی‌هام بهشون فکر می‌کنم، دارم یاد می‌گیرم چطوری تنها باشم و چطوری از تنهایی‌هام لذت ببرم، تجربه‌ی لذت بخشی هست.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)