۶خرداد
داستان اسباب بازی ۱

داستان اسباب بازی ۱

من عاشق انیمیشن هستم و داستان اسباب‌بازی یک انیمیشن خیلی خوب و با محتواست. در این انیمیشن من عاشق دایناسور شدم، خیلی فوق‌العاده است. فکر می‌کنم موضوع انیمیشن حسادت بود. نمی‌دونم آدم حسودی هستم یا نه ولی حس می‌کنم تمام آدم‌ها حسود هستند، حالا یکی خیلی حسوده یکی یکم حسوده، به هر حال حسادت رو همه داریم. باید به مسئله از زاویه‌ی دیگه‌ای نگاه کرد تا بشه کمتر حسود بود، یکی از مشکلات اساسی ما رقابتی بودن زندگی‌مون هست، فلانی نمره‌ی ۲۰ گرفت، خاک بر سرت تو نگرفتی؟ فلانی فلان دانشگاه قبول شد، تو نشدی؟ کلا زندگی‌مون رو با عالم و آدم مقایسه می‌کنیم و به جای دوستی و رفاقت سعی می‌کنیم باهاشون رقابت کنیم و یا حتی اگر دوستی هم می‌کنیم به درد بخور نیست، چون دنبال منافع خودمون هستیم، درحالیکه ما کنار هم معنی پیدا می‌کنیم. کنار هم زندگی جذاب‌تری خواهیم داشت. وقتی حسادت رو کنار بزاریم و سعی کنیم با هم زندگی کنیم، انرژی و توان مضاعف‌تری هم خواهیم داشت. یکی از ویژگی‌های دایناسوره هم همین بود، همش دنبال یه دوست جدید می‌گشت.

IMDb

 

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)