۸خرداد
داستان اسباب بازی ۳

داستان اسباب بازی ۳

من خیلی خوبم، از یک پریدم سه، البته خوبی این فیلم این بود که به نظرم هیچ ارتباطی به هم نداشتند و گویا داستان هر قسمت کاملا مستقل از قبلی است. این قسمت رو خیلی از قبلی بیش‌تر دوست داشتم، چون درباره‌ی مفهوم دوستی، رفاقت، دوست داشتن و تمام چیزهایی بود که به سختی دیگه میشه پیداشون کرد. خیلی هم خوب به این موضوع پرداخته بود، واقعا سناریو جالبی داشت، اول از دوست داشتن شروع کرد، بعد جدایی را مطرح کرد، بعد دوستی و رفاقت، بعد کار تیمی، بعد هم دوست‌داشتنی که ادامه‌دار بود، هر چند نوعش متفاوت شده بود. کلا من از دوست داشتن دیگه خیلی خوشم نمیاد، زندگیم فاصله‌ی بین دلتنگی‌هاست. اینکه نمی‌تونم به سادگی فراموش کنم و هر روز خیلی چیزها یادمه این خیلی دردناکه به نظرم. همیشه دوست داشتم که دوستانی داشته باشم که موفقیت و شکست براشون معنی نداشته باشه و همین که کنار هم هستیم جذاب‌ترین قسمت زندگی‌مون باشه و با هم کلی کار هیجان‌انگیز بکنیم. ولی خب، این طوری نیست زندگی واقعی.

IMDb

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)