۱۹بهم

در جلسات از مواضع خود عقب نشینی نکنید

من از هر چی جلسه هست بدم میاد، هیچ خروجی اصولا ندارند، توی ایران خیلی ها فکر می کنند کار مدیر جلسه رفتن هست، بعضی وقت ها که از من برای شرکت در جلسه ای دعوت میشه و من رد می کنم، وقتی دلیلش رو می پرسند، یک جواب کوتاه میدم، میگم، جلسه ای که پول توش نباشه مفت نمی ارزد، اینقدر وقت ندارم در یه همچین جلساتی شرکت کنم، یه عده ای هم روزی شون رو از همین جلسه رفتن ها و حق الجلسه گرفتن ها تامین می کنند.

یادم میاد یک بار به زور من رو به جلسه ای بردند، کلی دکتر و این چیزها نشسته بود، طرف از اول تا آخر جلسه حرف نزد، بهش گفتم چرا حرف نمی زنید؟ گفت من چیزی در این باره نمی دونم، گفتم مگه موضوع جلسه براتون ایمیل نشده بود؟ چرا قبول کردید پس! چیزی نگفت، رئیس جلسه هم از زیر میز لگدی نثار ساق پای ما کرد، باعث شد عصبانی تر بشم، بهش گفتم لااقل به اندازه موزی که خوردی حرف بزن دلمون نسوزه، ناراحت شد رفت، بقیه هم که حرف زدن چرت و پرت گفتند.

من وقتی توی جلسه می شینم می تونم احساس کنم طرف رو به روم چقدر می فهمه و باید با چه سطحی باهاش صحبت کنم، یه سری ها هستند وقتی تو جلسه هستی فقط باید محتویات اصلی جلسه رو بخوری تا جا نمونی، یه سری هم هستند اینقدر حرف می زنند که می تونی یه چرتی هم بزنی، یه سری هم باید بزنی تو برجکشون، بیان پایین، یه سری هم خیلی باهوش هستند و قصد دارند شما را برانداز کنند، هوشمندانه حرف می زنند و سوالات تاکتیکی می پرسند.

برای من لذت بخش ترین و انرژی بخش ترین جلسات، جلسه با آدم های باهوشی هست که من رو به چالش می کشند و مجبورم می کنند وسط جلسه فکر کنم، تصمیم بگیرم، خوب توجیه کنم، نقاط قوت و ضعف ایده هام رو ببینم، این جور آدم ها اصولا ریشه های اصلی موضوع جلسه را هدف قرار می دهند و ایده شما را به چالش می کشند که اصلا چرا باید این کار را انجام بدیم؟ طوری صحبت می کنند که خودتون هم می پذیرید که انجام اون کار اصلا منطقی نیست.

در یک همچین لحظاتی خیلی مراقب باشید، چون ممکن هست شما همه چیز را از دست بدید، نباید از مواضع خود عقب نشینی کنید، چون اون وقت در موضع ضعف قرار خواهید گرفت و هر قدمی که به عقب بر می دارید، طرف مقابل شما فشار ها روی شما بیشتر می کنید، تا قدم بعدی را هم به عقب بردارید، وقتی تعداد این عقب نشینی ها زیاد شد، یک جایی وسط همین عقب رفتن ها، طرف خواهد گفت، به نظر دیگه نیازی به بحث نیست این کار جواب نمی دهد، پس از مواضع خود عقب نشینی نکنید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)