۱۴فروردین
در خانه بمانیم

در خانه بمانیم

هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی مجبور بشم برای مدت طولانی در خونه بمونم، برای آدمی شبیه به من که درصد برون‌گرایی اون از درون‌گراییش بیش‌تر هست مثل زهرمار می‌مونه. میشه گفت ۴۵ روز از ورود کرونا به ایران می‌گذره و در کل این زمان من خونه بودم. روزهای اول رسما هیچ کاری نمی‌کردم، بیش‌تر زمانم به خواب و دیدن فیلم‌‌هایی که بابا دوست داشت و البته اخبار می‌گذشت. الان حدودا یک هفته‌ای هست که این روند را تغییر دادم، فضای شرکت را با توجه به شرایط پیش آمده تغییر دادم و ساعت‌های بیش‌تری را تنهایی در شرکت سپری می‌کنم، به کارهای بیش‌تری میرسم و فرصت خوبی شده برای فکر کردن، بماند که چالش‌های عجیبی برای من در این مدت پیش اومد که اصلا انتظارش رو نداشتم. این که به همه‌ی مردم میگن در خانه بمانید ولی هیچ فکری به حال این موضوع که اصلا چطوری در خانه بمانند؟ با چه پولی؟ چی بخورن! نمی‌کنند. ما شغل‌های روزمزد زیادی داشتیم که رسما نابود شدن و من واقعا نمی‌دونم این روزها چه به این عزیزان می‌گذره. راستش امروز حال نوشتن ندارم زیاد، فقط اومدم بنویسم که عادت نوشتن از سرم نپره دوباره، نوشتن آدم رو آروم می کنه.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)