۱۴شهر

در هفت روز هفت کار مهم انجام دهید

جمع بندی هفته پنجم

راه اندازی سالن جلسات

چند وقتی میشد که دوست داشتم چند تا رویداد برگزار کنم، اما نه فرصتش پیش میومد نه امکاناتش وجود داشت، تا اینکه با گسترش موقتی مجموعه تونستم فضای خوبی را برای راه اندازی یک اتاق جلسات شیک با امکانات مناسب با ظرفیت بیست نفر برای برگزاری دورهمی های مختلف در شش ماهه دوم سال به وجود بیارم، و سریع کلی امکانات و تجهیزات به دفتر کار تهران منتقل کردم و دو روزه چیزی ساختم که با دیدنش به لذت و شادمانی خوبی رسیدم و صد البته باعث خوشحالی دوستان هم شد.

برگزاری اولین دورهمی هفده

شنبه شب بود که با پیام صادری تصمیم گرفتیم به عنوان افتتاحیه اتاق جلساتمون یک دورهمی برگزار کنیم، و یک شنبه عصر ساعت ۶ بود که اولین دورهمی هفده را برگزار کردیم، هفده پروژه ای بود که حدود یک سال پیش طراحی کرده بودمش ولی به دلایل مختلف زمان اجرای اون رو عقب مینداختم تا اینکه دل رو به دریا زدم و با برگزاری اولین دورهمی حداقل این طرح را به صورت جدی استارت زدم، امیدوارم کار خیلی خوبی بشه ازش درآورد که به درد مردم بخوره.

تماشای فیلم شهر موش های ۲

به صورت اتفاقی داشتم از جلوی سینما رد میشدم که دیدم فیلم شهرموشهای ۲ را اکران کردن، تمام خاطرات خوب و خوش گذشته در چند ثانیه از جلوی چشم هام گذشتن و تصمیم گرفتم همون روز با خانواده به دیدن این فیلم برم، شاید یکی از عواملی که باعث شد قسمت دوم این مجموعه بعد از سی سال ساخته بشه، استقبال خوب مردم از برنامه های خوب قدیمی مثل کلاه قرمزی بوده باشه، به نظر من برنامه هایی که ما در گذشته می دیدیم به مراتب از محتوای بیشتری نسبت به برنامه های امروزی برخوردار بودن.

راه اندازی بخش انگلیسی بلاگم

یکی از کارهایی که خیلی دوست داشتم حتما این هفته بتونم انجامش بدم، راه اندازی بخش انگلیسی بلاگم بود، البته این کار را صرفا برای منتشر کردن داستان های همسایه شازده کوچولو  به زبان انگلیسی راه اندازی کردم، چون طی چند ماه آینده قرار هست کارهای خاصی رو پیرامون این موضوع انجام بدم و فضاسازی پیش از اجرا در عملکرد خوب کار تاثیر زیادی خواهد داشت، البته این کار باعث شد یادگرفتن زبان رو در رأس برنامه های آینده ام قرار بدم.

شروع یک حرکت ورزشی

جدیدا وقتی میرم جلوی آینه و خودم رو می بینم یکم احساس خجالت می کنم که این چه وضعیت شکم هست که من دارم، همه اش از بی تحرکی هست، از وقتی ماشین خریدم تا سر کوچه هم با ماشین میرم، عمق فاجعه به حدی رسیده که دیگران هم دست نوازشی بر سر این شکم می کشند و می گویند تبارک الله، درسته که پول خرجش کردم (لبخند) ولی دیگه داره اذیت کردنش شروع میشه، دل درد، ایجاد مشکل در راه رفتن و کلی مشکل دیگه، این هفته به همت بنیامین دو بار استخر رفتیم تا شروعی باشه برای ورزش کردن.

سفر به سیاره و دیدار با شازده کوچولو

از وقتی یاد گرفتم چطوری خودم رو از حصار زمان و مکان رها کنم، تونستم برم و سیاره ام رو پیدا کنم، سیاره ای که در همسایگی شازده کوچولو قرار داره، سیاره ی من نسبت به شازده کوچولو بزرگتره و قصد دارم انسان هایی که روی زمین به هر دلیلی دچار روزمرگی شدن و دیگه زندگی روی این سیاره خاکی براشون سخت و طاقت فرسا شده با خودم برای مدتی به اونجا ببرم و کمکشون کنم وقتی برگشتن روی زمین زندگی شادتری را داشته باشن.

کارهایی که باید انجام میشد

یکی از کارهایی که نسبت به اون خیلی مقاومت می کنم رفتن به آرایشگاه هست، هر وقت هم که میرم طرف میگه این پروژه اش خیلی سنگین هست و ۴۵ دقیقه ای طول میکشه، که این هفته موفق به انجام اون شدم، جا به جایی یکی از سایت های پر اهمیتمون از یک سرور ایرانی که همیشه خراب بود به یک سرور خوب خارجی با خدمات و پشتیبانی عالی یکی دیگه از کارهایی بود که این هفته انجامش دادم، و مهمترین کار این هفته، نوشتن هفت مطلب در هفت روز هفته بود، من به خاطر کارهای خوب این هفته از خودم تشکر ویژه می کنم.

#درس های مهم این هفته:

#درس اول، هر وقت دیدیت زندگیتون داره دچار روزمرگی میشه، خودتون برای خودتون بحران درست کنید.

‏‏‫#درس‬‏ دوم، نوشتن باعث میشه به ابعاد مختلف زندگی توجه بیشتری داشته باشید، ‏‫#شروع‬‏ کنید.

‏‏‫#درس‬‏ سوم، در کار تیمی اول خودتون حرکت کنید بعد به بقیه بگید حرکت کنید یا چرا حرکت نمی کنید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)