۲۷اسف

دفتر یادگاری های ۹۳

یادم میاد بچه که بودم همیشه یه سر رسید توی کیفم بود، هر جایی که می رفتم می دادم آدم ها توی یکی از صفحاتش برام هر چی دوست دارند بنویسند، امروز داشتم اون سر رسید ها رو نگاه می کردم اینقدر خاطره برام زنده شد که دلم می خواست برگردم به گذشته، خیلی از اون دفاتر در اتوبوس و در سفر پر شده بودند، یادش به خیر، تصمیم دارم در سال ۹۳ در همین چند روزی که مونده تا سال جدید شروع بشه از شما بخوام در قسمت نظرات، هر چی دوست دارید برای من بنویسید.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

۳۸ دیدگاه ها

  1. یاد اون شبی که با علی و آرش و داوود رفتیم بیرون بخیر. دیوانه‌ای بیش نیستی 🙂

  2. من در سال ۹۳ با شما و وبلاگتون آشنا شدم و فکر می‌کنم هنوز هم می‌تونم این ضرب المثل رو تکرار کنم که

    «دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید»

    در ضمن این ضرب المثل اولین کامنتی هم بود که در سال ۹۳ در وبلاگ شما نوشتم

  3. من هرچی گشتم کلید چراغ دوم رو پیدا نکردم ولی اولین تصویری که ازت دارم این بود که اون شالی که تو استارتاپ ویکند داده بودن انداخته بودی رو سرت داشتی دنبال منتور میگشتی 🙂

  4. یادم میاد توییت کردی یه دختربچه بهت گفته: «آقا شما چطوری می‌تونین این‌قدر دیوونه باشین؟». کلی خندیدیم.
    امیدوارم سال خوبی داشته باشی داداش

  5. محمد اسدپور|mhmd.asp

    مدتیه با وبلاگت آشنا شدم فقط پگم از خوندن نوشته هات واقعا لذت میبرم حس خوبى بم میده 🙂
    پیشاپیش سال نو رو تبریک میگم امیدوارم سال خوبى داشته باشى ؛)

    محمد؛ یک دیوونه :دى

  6. آخ آخ اون سر رسیدا 🙂 ما بیشتر تو مدرسه و آخر سال این کارو میکردیم، خیلی خوب بود.
    خب من چی بنویسم حالا ؟!!
    خوشحالم کسی به اسم ابوالفضل فتاحی هست که به جای طراح و توسعه وب بودن، طراح و توسعه خوب بودن هست.
    اینو گفتم نه اینکه طراح و توسعه وب بودن خوب نیست، نه، من خودم عاشقشونم و دوست داشتم یکی از اونا باشم ولی این عنوان و ایده‌ی طراح و توسعه خوب بودن خیلی خوبه. (دیوونه‌بازی‌های تو میل به خوب بودن داره)
    نوشته‌هات حال آدمو خوب میکنه جناب فتاحی عزیز 🙂
    همیشه بنویس 🙂
    سال خوبی رو برات آرزو میکنم 🙂

  7. ابوالفض جان نوشته هات خیلی چیزا بهم یاد داد خیلی دوست دارم از نزدیک ببینمت بعضی ابعاد دیوانگی رو با تو شناختم به امید روزی که هیچ دیوانه ای عاقل نشه سالی پر از دیوانگی برات آرزو دارم 🙂

  8. سلام.
    اول از همه ممنون واسه این پست. از اونجا که امسال من واسه کنکور میخوندم سال کاملا متفاوتی برام بود. چرا که خیلی چیزا رو گذاشتم کنار تا به درسم برسم. تنها لحظاتی که میتونستم تلویزیون ببینم وقت صبحونه، ناهار و شام بود. خودم خودمو قرنطینه کردم تا به درسم برسم. تلاش کردم تو این زمانیکه قراره واسه کنکور بخونم شخصیتم رو هم عوض کنم. راستش من متاسفانه آدمیم که فوق العاده احساسیم و برای بقیه خیلی بیشتر از خودم وقت میذارم. بخاطر همین هم گاهی اوقات احساسات خودم آسیب میزنه و اصلا به کارای خودم که مهم تر از بقیه هست نمی رسم. اما تصمیم گرفتم یه امسال رو اینجوری نباشم تا بتونم به درسم برسم. تا حدودی موفق بودم اما بازم با آدمایی روبرو شدم که تو کار من اخلال ایجاد کردن.
    آدمایی که خیلی براشون اهمیت قائل بودمو شناختم و الان کمتر براشون احترام قائلم. فقط یه حسرت دارم و اون اینه که چرا من ننشستم از اول که واسه کنکور میخونم رشته هنر میخوندم؟ متاسفانه دیر فهمیدم که با دیپلم ریاضی میشه کنکور هنر داد وگرنه من الان تو اینجا داشتم قول میدادم که کنکور هنر رتبه یک میشم 😀
    به هر حال، اگه نخوام طولانیش کنم باید بگم امسال دو نیمه داشت. یه نیمه پوچی، و یه نیمه تلاش برای پوچ نبودن.
    ولی یه فرقی هم که امسال با سالای قبل داشت این بود که هیچ اتفاق خاصی برام نیفتاد! قبلا هر سال یه اتفاق خیلی خاص ( چه خوب و چه بد) برام میفتاد اما امسال خبری نبود. در کل انگار یه سال خنثی را گذروندم.
    همین 🙂
    سال نو پیشاپیش مبارک 🙂

    • عالی بودی، البته کنکور کلا از نظر من چیز مسخره ای هست و سرنوشت کسی به اون گره نخورده، من هم تا حد بسیار زیادی شبیه شما هستم، امیدوارم توی رشته هنر هم در عمل موفقیت های چشم گیری داشته و سال ۹۴ برای شما بهترین سال ها باشد 🙂

  9. یاد دفاع جانانه ات از نظام در توییتر:))

  10. اقا ارائه‌های گروهتون تو استارت‌آپ ویکندا یادم افتاد، عالی بودن مخصوصان قسمت‌های خودت 🙂

  11. از دغدغه هات در زندگی خوشم میاد همشهری. سال ۹۳ واسه من سال خوبی بود. اول اینکه پدر شدم. دوم تونستم تکلیف خودم رو با حرفه ام معلوم کنم.

  12. سلام
    فقط میتونم بگم رادیو رادونه خیلی خوب بود 🙂
    دلم برای رادیو رادونه تنگ شده 🙁

  13. متفاوت ترین طراح و توسعه دهنده دیوونه بازی در جهان .:)

  14. خاطرات خوبی از سال ۹۲ داریم باهم
    اون شب که گیر کرده بودین توی ساختمون و دربان و پلیس و باقی ماجرا
    یا خاطرات رویداد ساری، از املت بگیر برو جلو (همین عکس پروفایل که توی بلاگت هست) 🙂
    و ۹۳ نشد کلاً ببینمت علی‌رغم تلاش‌هام
    ببینیم ۹۴ چه خواهد شد؛ امیدوارم برا همه‌مون خوب(!) باشه

  15. سلام چطوری دیوونه 😀 😉

  16. منم همینطور عیدتم مبارک

  17. با اینکه از نزدیک افتخار آشنایی باهاتون رو نداشتم ولی به نظرم یه آدم متفاوت هستید! 🙂
    نوشته هاتون خیلی خوبه و میتونه روی زندگی خیلی از ماها تاثیر بذاره. امیدوارم همیشه موفق باشید.

  18. دیوونه خوبی هستی به منم سر بزن!

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)