۳آذر

دنیای بچه ها خیلی قشنگ تره!

من بیشتر ترجیح میدم برنامه کودک نگاه کنم تا این فیلم های بزرگ تر ها رو، آخه دنیای بچه ها خیلی بهتر هستند، با هم هستند، به هم کمک می کنند بی چون و چرا، دنیای بزرگ تر ها خیلی مزخرف هست، هیچ کس پشت هیچ کس نیست، همه به یک بهانه ای با هم هستند و به هم کمک می کنند، یا یک سوپر من دارند که اون جور حماقت های بزرگ تر ها رو بر عهده می گیره، دنیای بچه ها این طوری نیست، همه با هم هستند، با هم خراب می کنند، با هم گریه می کنند، با هم می سازند و با هم می خندند، کار خودشون رو هم می کنند، به نظرم دنیای بچه ها جای بهتری برای زندگی کردن هست.

بچه ها طاقت دیدن غم هیچ کس رو ندارن، همیشه سعی می کنند دیگران رو خوشحال کنند، وقتی می بینند یکی داره گریه می کنه، زمین و زمان رو به هم می دوزند تا بتونند براش کاری کنند، فراموش هم نمی کنند، یادم میاد چند وقته پیش یک بسته آجر برای دختر خاله ی سه سالم خریدم، هر کی میره خونشون میگه این رو ابوالفضل برام خریده، اصلا میاره به همه نشون میده، زنگ می زنه خونمون میگه فلان چیز رو باهاشون ساخته، به بچه ها وقتی خوبی می کنید، تا عمر دارند یادشون نمیره، شما رو دوست دارند، به بچه ها وقتی یک بدی می کنی، با خوبیه بعدی همه چیز رو فراموش می کنند و فقط خوبی شما رو می بینند.

بچه ها خیلی با گذشت هستند، از بدی های ما بزرگ تر ها زود می گذرند، اگر بدی هم کرده باشیم اونها خوبی می کنند، کاش می شد همیشه بچه موند، همیشه دوست دارند با یکی بازی کنند، تنهایی رو دوست ندارند، اصولا همه رو هم بازی می دهند، هر چی دارند با بقیه قسمت می کنند، بچه ها خیلی مهربون هستند، بچه ها دوست دارند همیشه پیش شون بمونید، وقتی می رید سری بهشون بزنید، دیدید، نمیزارن از خونشون برید بیرون، مدام گریه می کنند، از دوست داشتنشون هست، دوست دارند شما همیشه پیش اونها باشید، دوست دارند آدم ها با هم زندگی کنند نه جدا جدا.

بچه ها خیلی خوبند، وقتی می بینند تنها شدید سریع میان بالای سرتون و شروع می کنند به حرف زدن، وقتی می بینند شما غصه دارید، اونها هم میروند یه گوشه و ناراحت و غمگین می شوند، بچه ها خیلی با احساس هستند، فقط کافیه ازشون خواهش کنید، دوستشون داشته باشید، دیگه هر کاری براتون می کنند، بچه ها واقعا دوست داشتنی هستند، کاش می شد ما هم بچه می موندیم یا مثل بچه ها رفتار می کردیم، رفتارهای آدم بزرگ ها اصلا قابل قبول نیست، از دنیا جای بدی ساختن، کاش ما هم مثل بچه ها یاد می گرفتیم ببخشیم و بگذریم، کاش یاد می گرفتیم کنار هم باشیم و با هم بسازیم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه