۹مرد

متفکر ترین انسان های دنیا، دیوونه ها هستن.

اندیشه های فلسفی یک دیوونه – قسمت سوم

بین انسان ها دیوونه ها بیشتر از همه فکر می کنند، آدم ها اصولا اول عمل می کنند، بعد به این فکر می کنند که حالا این کار درست بود یا غلط، جهان اولی ها به سمت دیوونگی پیش رفتن، چون قبل از انجام هر کاری بیشترین زمان را برای فکر کردن اختصاص می دهند، ولی ما جهان سومی ها هنوز آدم موندیم، شاید یکی از دلایلی که اروپاییان پیشرفت کردند همین موضوع باشه، حالا این که چرا ما علاقه ای به فکر کردن نداریم و اصلن جهانِ اول و دوم و سوم چیه خودش جای یه بحث طولانی هست.

ما انسان ها بزرگترین تفاوتمون با حیوانات همین فکر کردن هست، وگرنه تصمیم گرفتن رو که حیوانات هم میگیرن، اصلا شاید فکر هم می کنند، تصمیم مگه از فکر کردن حاصل نمیشه؟ پس وقتی حیوانی قصد می کنه شکار کنه، پس تصمیم گرفته، حتی شنیده شده شیر ها شکاره خود را ابتدا انتخاب می کنند بعد شروع به حمله می کنند و به جز اون دنبال هیچ حیوان دیگه ای نمی دوند، پس حیوانات هم انتخاب می کنند، خیلی عجیب داره میشه قضیه، هر چی بیشتر فکر می کنیم، شباهت های زیادی با حیوانات داریم، پس این تفاوت ما با اونا در چیه؟ بهتر نیست کمی فکر کنیم!

متفکر ترین انسان های دنیا، دیوونه ها هستن، چون خیلی فکر می کنند، دیوونه ها اصولا به دلیل فکر کردن زیادشون بهشون گوشه گیر هم میگن، یا حتی منزوی، در حالیکه این طوری نیست، وقتی اونها به گوشه ای خلوت میرن تا فکر کنند، مطمئناً دارن روی موضوع یا پروژه ای خاص فکر می کنند، حتی دیده شده عده ای از این دیوونه ها برای مدتی به غار میرن و روزها دور از هیایوی شهرها به تفکر می پردازند و بعضاً دیده شده تا به نتیجه خوبی دست پیدا نکنند از غار بیرون نمیان، که این امر باعث از بین رفتن این عزیزان میشه، فُسیل های کشف شده در غارهای جهان مُهرِ تاییدی بر این اِدعاست.

شاید تا حالا شنیده باشید که میگن فکر کردن هنر است، واقعا حرف درستی هست، چرا نقاشی و عکاسی و … هنر باشه ولی چیزی که باعث میشه نقاشی و عکاسی هنر بشه، یعنی فکر کردن، خودش هنر نباشه، پس یادگیری این هنر برای همه ی ما انسان ها چه دیوونه باشه چه آدم لازم و ضروری به نظر میاد، اصلا یکی از تفاوت های ما با حیوانات اینه که با فکر می کنیم و برای زندگی کردنمون هدف یا اهدافی مشخص می کنیم، در حالیکه حیوانات زندگی می کنند تا زنده بمونن، و این سبک زندگی در شأن ما انسان ها نیست.

زیاد حرف نزنم، در آخر هم امیدوارم اول هنر فکر کردن رو یاد بگیریم، بعد هنر درست فکر کردن، چون ما انسان ها همگی همیشه فکر می کنیم خودمون داریم درست فکر می کنیم و همیشه حق با ماست، در حالیکه اگر از نقطه نظر دیگران به قضیه نگاه کنیم، یا زاویه فکر کردنمون رو تغییر بدیم، شاید دیگه حق رو به خودمون ندیم، دنیا جای خیلی خوبی خواهد بود اگر همه ی ما درست فکر کنیم و درست زندگی کنیم و قدر همدیگه رو بدونیم

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)