۸آبا

ذهنتان را روی کاغذ بیاورید!

من همیشه وقتی به چیزی دارم فکر می کنم تصویری از اون در ذهنم ترسیم می کنم و بعد براش یک اسم انتخاب می کنم و اون اسم رو به چند نفر از دوستانم و هم تیمی هام نشون میگم بعد هم انتظار دارم کاملا متوجه بشوند که من چه تصویری از اون اسم و عنوان در ذهنم ترسیم کردم، در بیشتر مواقع اطرافیان ما متوجه منظور ما نمی شوند و اظهار بی اطلاعی می کنند ولی در همون چند باری هم که بعضی از دوستان ما که فهم دقیق تری از ما دارند می گویند متوجه شدم چی میگی، باور کنید تصویری که در ذهن شماست رو دریافت نکرده، فقط خودش سریع در ذهن خودش تصویری برای عنوان یا اسمی که بهش دادید ترسیم کرده و بدون شک با تصویر شما فرق داره و این را زمانی درک می کنید که وارد اجرایی کردن اون تصویر ذهنی شدید.

به نظر من قبل از هر کاری باید تصویر های ذهنیمون رو روی کاغذ بیاریم و هر چه دقیق تر باشه درک دیگران از تصویری که در ذهن ما ایجاد شده دقیق تر خواهد بود، باید به این نکته هم توجه داشته باشیم که همیشه تصاویری که در ذهن ما شکل می گیرند خیلی رویایی هستند و باید از روی هوا بیاریمشون روی زمین و ایرادات اون ها را رفع کنیم، به نظر من در این مرحله می تونید از کمک ذهنی اطرافیانتون هم استفاده کنید، چون وقتی شما با دیگران این کار را انجام می دهید، اونها هم بیشتر با فضای فکری شما آشنا می شوند و ذهنشون درگیر تر می شود و باعث می شود ذهن خودشان هم درباره تصویر ذهنی شما تراوشات خوبی از خود نشان دهد.

یکی دیگه از دلایل مهمی که باید ذهن را روی کاغذ آورد، تهیه نقشه راه است، تا زمانی که ما نقشه درستی از جایی که قراره به اونجا سفر کنیم را نداشته باشیم کاملا گیج و سر درگم خواهیم بود و اصولا هم کاری از پیش نخواهد رفت، پس بهتر هست قبل از شروع هر کاری و اجرایی کردن هر تصویر ذهنی اون را خیلی دقیق روی کاغذ بیاوریم، تا هم خودمون و هم کسانی که قراره باهاشون همسفر بشیم برای اجرایی کردن کارها، تصویر درستی از کار داشته باشند.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)