۲۵شهر

راه اندازی کسب و کار

کتابی که خوندنش برام هیجان انگیز بود، راستش من این کتاب رو وقتی رفتم به یکی از دوستانم سری بزنم روی میز کارش دیدم، برش داشتم و چند صفحه ای ازش خوندم و خوشم اومد، بهش گفتم این و من می برم، گفت تازه خریدمش و نخوندمش، از اونجایی که حوصله خرید نداشتم، پول اش رو دادم گفتم یکی دیگه برای خودت بخر، مدت ها روی میزم خاک می خورد تا اینکه نمی دونم چی شد دوباره رفتم سراغ این کتاب و بالاخره به نیت خوندن بازش کردم، چند صفحه اول رو خوندم هر چی بیشتر جلو می رفتم بیشتر برام جذاب می شد، سعی می کردم قدم به قدم با کتاب پیش برم، این موضوع به جذابیت کتاب اضافه می کرد.

موضوع این کتاب کارآفرینی یا ایده پردازی نیست، بلکه بخشی از اونهاست، توی این کتاب سعی می کنه یاد بده چطوری بعد از ایده دادن و قبل از تولید محصول، بفهمیم مشتریان این ایده و یا محصول ما چه کسانی هستند، باهاشون مصاحبه کنیم و ببینیم آیا واقعا تصوری که ما داریم اونها هم دارند یا برای محصولی که ما قراره بسازیم پولی پرداخت می کنند! این محصول را در چه بازارهایی می شود فروخت و اینکه بین این بازارها برای شروع یکی را انتخاب کنیم و روش تمرکز کنیم تا شناخت بهتر و دقیق تری از مشتری پیدا کنیم، مدل کسب و کار خودمون رو طراحی کنیم و هزینه های جذب مشتری رو محاسبه کنیم و از همه جالب تر نشون بدیم سگ ها، غذای سگ را خواهند خورد.

این کتاب طراحی جلد قابل قبولی داره و نویسنده این کتاب بیل اولت مدیر عامل مرکز کارآفرینی مارتین تراست و از مدرسان ارشد مدرسه عالی مدیریت اسلون در ام آی تی هست، این کتاب دارای ۲۴ گام برای موفقیت کسب و کارهای نوپا هست که با بیان ساده و مثال های واقعی سعی در تفهیم مطالب دارد، این کتاب را گروه پژوهشی صنعتی آریانا، یا همون انتشارات آریانا قلم با حمایت فناپ چاپ کرده و زحمت ترجمه این کتاب را سعید روشنی و نفیسه رضایی نیک کشیدن که میشه گفت ترجمه خوبی بود، البته از نظر من، تصویرها، مثال ها و ضرب المثل های داخل کتاب زیبا و تاثیر گذار هستند، من که توصیه می کنم اگر درگیر فضای کسب و کاری هستید حتما این کتاب را یک بار بخونید و باهاش پیش برید، حداقل دید خیلی خوبی بهتون خواهد داد.

قفسه کتاب های من

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه