۲۵فرو

راه هنرمند

 

اواخر تابستون ۹۳ بود فکر می کنم که دیداری داشتم با دوست خوبم امیرمهرانی عزیز، دیدار فوق العاده ای بود به خصوص که با کتاب خیلی خوبی آشنا شدم به اسم راه هنرمند، کتابی برای بازیابی خلاقیت، این کتاب از جمله کتاب هایی هست که نباید توی چند روز خونده بشه، هر بخش از این کتاب را باید در یک هفته خوند و در طول هفته به انجام تمریناتی که در کتاب ارائه شده باید پرداخت، در تمام طول هفته از شما خواسته می شود بنویسید و با هنرمند درونتون وقت ملاقات بزارید و به گپ و گفت بپردازید.

نخستین باری که صفحات صبحگاهی را نوشتم در تائوس در نیومکزیکو بودم. به آنجا رفته بودم تا تکلیفم را با خودم روشن کنم. برای کدام نتیجه گیری، نمی دانم. سومین بار بود که به علت سیاست های استدیو، فیلم من پذیرفته نمی شد. چنین مصایبی برای فیلمنامه نویسان عادی است. اما از دیدگاه من به سقط جنین می مانست، روی هم رفته مصیبت آمیز بود. می خواستم از هر چه فیلم دست بکشم. فیلم، قلبم شکسته بود.

یادتون باشه اگر هفته دوازدهم تمام شد و شما هر هفته به تمرینات انجام دادید و صفحات صبحگاهی را هم نوشتید، کماکان به نوشتن صفحات صبحگاهی ادامه بدید، تاثیرات بی نظیری روی شما خواهد داشت، راستش من الان نزدیک دو ماه هست که دارم این صفحات روزانه را می نویسم و شاهد تاثیرات خیلی خوب اون توی زندگی شخصی و حرفه ایم بودم، این کتاب را حتما تهیه کنید و بخونید.

  • نویسنده: جولیا کامرون
  • مترجم: گیتی خوشدل
  • تعداد صفحات: ۲۷۵ صفحه
  • ناشر: انتشارات پیکان
  • نوبت چاپ: چهاردهم، ۹۳
  • موضوع: خودسازی،خلاقیت هنری
  • خرید: تهیه این کتاب از قفسه کتاب من
این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

یک دیدگاه

  1. ادم تا اخر هفته دوازدهم زنده میمونه؟؟!!!!!؟؟
    “جنگ با شیطان”…نمیدونم کدوممون میبره. مثل فیلمهای هالیوودی…یا روح منو به مدت ده هزار سال به تسخیر خودش درمیاره…یا روحمو از چنگال شومش رها میکنم.
    این اولین روزی بود که کتاب رو میخوندم و اولین صفحه صبحگاهیمو نوشتم،تاثیر گذاریش……وحشتناکه. عالیه! نمیدونم…۹۴/۲/۱۰
    به خاطر کتاب خوبی که معرفی کردید “کمال” تشکر رو دارم.
    لطفا برام دعا کنید.نیاز دارم. : ا

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه