۱۲بهم

رسالت زندگی خود را پیدا کنید

دیشب به صورت اتفاقی فیلم نلسون ماندلا در مسیر آزادی رو دیدم، به نظرم فیلم خوبی بود من دیگه بیشتر از اسم ماندلا دربارش می دونم و شخصیت و عملکردش برام جذاب بود، بعد از جست و جو کلمه ماندلا در اینترنت به این جمله رسیدم «هر روز صبح در جنگل آهوئی از خواب بیدار میشود که میداند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نگردد ، و شیری که میداند باید از آهوئی تندتر بدود تا گرسنه نماند. مهم نیست که شیر باشی یا آهو ، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده دویدن باش». نلسون ماندلا

حالا برگردیم به زندگی خودمون، شما هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شوید چه حس و حالی دارید؟ آیا خودتون رو برای دویدن آماده می کنید؟ آیا با تمام توانتون قصد می کنید روز رو شروع کنید یا کاری را انجام بدید؟ وقتی به این سوالات فکر می کنم، سوال دیگه ای به ذهنم میاد و مدام ازم سوال میپرسه که اصلا برای چی باید خودم رو آماده دویدن کنم، جواب این سوال من رو بده بعد از من انتظار داشته باش با تمام توانم بیدار بشم و آماده دویدن بشم.

برای پاسخ به این سوال که برای چی باید بدویم باید هم جواب قانع کننده ای پیدا کنیم هم جواب انرژیک، تا هم دلیلی برای آماده شدن داشته باشیم و هم دلیلی برای اینکه با تمام توان وارد میدان بشیم، وقتی زندگینامه اکثر انسان های بزرگ و رهبران تاثیر گذار دنیا را می خوانید، به این نتیجه می رسید که یک هدف والا یا رسالتی برای خودشون در زندگی تعریف کردند که هر روز صبح به خاطر رسیدن به اون بیدار می شوند و خودشون رو آماده می کنند و با تمام توان به جلو حرکت می کنند و سختی ها را تحمل می کنند.

خود من سال ها درگیر رسالت زندگیم بودم، ولی همیشه دلیلی برای تلاش کردن داشتم، و هر روز این سوال رو از خودم می پرسیدم که آیا این مسیری که در اون قرار گرفتم من را به رسالت زندگیم خواهد رساند یا نه! رسالت زندگی با اهداف و استراتژی ها و برنامه ها و حتی چشم انداز هم متفاوت است و چیزی بالاتر از همه ی این هاست، شاید بتوان گفت، آرمانی هست که چشم اندازهای زندگی را با اون معیار تعیین می کنیم و اهداف رو برای نزدیک شدن به اون طراحی می کنیم.

به نظر من تنها چیزی که می تونه ما را صبح زود از خواب بیدار کنه، تنها دلیلی که می تونه انگیزه ایجاد کنه تا ما شروع به دویدن کنیم و به خاطر رسیدن به اون با تمام توان وارد میدان بشیم داشتن یک رسالت فوق العاده و بی نظیر است، رسالتی که با حرکت به سمت اون داستان زندگی مان را خواهیم نوشت، و تمام چشم اندازها را بر اساس اون تعیین می کنیم، رسالت من توی زندگیم اینه که «تلاش خواهم کرد کارهایی انجام بدم  و چیزهایی بسازم تا مردم دنیا با رویاهاشون زندگی کنند و زندگی شادتری داشته باشند»، رسالت شما چیه؟

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه