۱۵تیر

روزانه های ذهن یک دیوونه (۱۵): عباس کیارستمی

دیروز همه درباره عباس کیارستمی حرف می زدند، تعجب کرده بودم، هم خوشحال بودم و هم ناراحت، از اینکه آدم های مرده پرستی هستیم ناراحت میشدم و خوشحال بودم که این حرف زدن ها باعث میشد همه حتی در حد یک جمله با عباس کیارستمی آشنا بشن، من هیچ وقت توفیق نداشتم از نزدیک این آدم رو ببینم ولی توصیه می کنم حتی اگر فرصت اش رو ندارید، فرصت اش رو ایجاد کنید و کتاب «سر کلاس با کیارستمی» رو حتما بخونید، جالبه بدونید این کتاب ترجمه است، بله، یک ایرانی این کتاب را ننوشته، چون ما آدم های مرده پرستی هستیم، این کتاب رو پال کرونین از شاگردانش وقتی در قید حیات بوده نوشته، من واقعا خوب این کتاب رو معرفی نکردم تو بلاگم، فقط در همین حد می تونم بهتون بگم که وقتی شروع کردم به خوندن این کتاب، دیگه نتونستم بزارمش زمین تا این که تموم بشه.

امروز را در خانه می مانم

و در به روی کس نمی گشایم

اما بی در و پیکر است

خانه ذهنم

می آیند و می روند

دوستان ناموافق

آشنایان ناسازگار

اول تیر ماه ۱۳۱۹ آمد و چهاردهم تیر ۱۳۹۵ رفت ولی برای همیشه ماند، توی یکسال گذشته چند تا از فیلم های عباس کیارستمی که وقتی بچه بودم دیده بودم رو باز دیدم، ولی این بار فلسفه بعضی قسمت های فیلم و اینکه چطوری فیلم برداری شده رو می دونستم و با چنان جذابیتی تماشا می کردم که قابل وصف نیست، شور و ذوقی در من ایجاد کرد که بعدش فقط دوست داشتم شروع کنم، ولی نمیشد، چون انتظارم از خودم دیگه شبیه به قبل نبود، نوع نگاهم تغییر کرده بود و دیگه چیزی راضیم نمی کرد، البته بعد از یکسال هنوزم دنبالش هستم، خیلی دیر باهاش آشنا شدم ولی خوشحالم که حداقل آشنا شدم، خدایش بیامرزد.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۲ دیدگاه ها

  1. من این کتابرو داشتم :))))
    ولی هنوز نخوندمش

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)