۲۲تیر

روزانه های ذهن یک دیوونه (۲۲): گذشته ای که پشت در ماند

سفر مشهد اخیر یکی از بهترین سفرهای زندگیم بود، چون کل زندگی و گذشته ام رو گذاشتم پشت در و آینده جدیدی رو شروع کردم که از همون روزهایی که در سفر بودم شروع شد. به نظرم این کار یکی از سخت ترین کارهایی هست که آدم می تونه تو زندگی اش انجام بده و به این زودی ها نمیشه ازش به عنوان موفقیت یاد کرد چون شاید اصلا نتونم وضعیت جدید رو بپذیرم و انتخاب های غلط و درستی که بعد از این اتفاق می کنم در آینده و نتیجه این کار بسیار موثر هست، قدم های خوب و بلندی برداشتم که شاید در هیچ دوره ای از زندگیم این کار و نکرده بودم، به خصوص در مسائل شخصی و مشکلاتی که در گذشته داشتم، در حوزه کاری هم برنامه راهبردی ۱۲۷۶۰ رو طراحی کردیم که در آینده درباره اش خواهم نوشت، امیدوارم بتونم در آینده هم مثل روزهایی که در حال سپری شدن هستند زندگی کنم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه