۲۳تیر

روزانه های ذهن یک دیوونه (۲۳): صبر، صبر و باز هم صبر

نمی دونم شما چقدر آدم عجولی هستید ولی من به طرز عجیبی همیشه عجله دارم، نمی دونم به خاطر اینه که آدم بیش فعالی هستم یا چیز دیگه ولی هر چیزی که هست در گذشته باعث بروز مشکلات زیادی برای من شده بود، البته الان فقط سعی می کنم بهترش کنم و نمی تونم بگم آدم صبوری شدم، صبوری خیلی خوب هست، به خصوص در ارتباط با دوستانمون یا حتی همکارانمون، وقتی به گذشته نگاه می کنم به خاطر عدم صبوری فرصت های زیادی را از دست دادم و یا آدم های زیادی را به خاطر اینکه همیشه من عجله داشتم و سرعت دیگران با سرعت من یکی نبوده از دست دادم. این روزها به شدت در حال تمرین صبوری هستم، وقتی مشکلی تو زندگی یا کار برام پیش میاد اول صبر می کنم، بعد باز هم صبر می کنم و اگر لازم شد باز هم صبر می کنم، بعد از مدتی که نتیجه این صبرها رو می بینم، شگفت زده می شم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

«ما امده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود... ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند.» نوشته نادر ابراهیمی

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه