۲۹تیر

روزانه های ذهن یک دیوونه (۲۹): خودت و رها کن

من هر وقت برای خودم برنامه ریزی می کنم که مثلا فلان کارها را برای مدت مشخصی انجام بدم بعد از مدتی نمیشه و میرم توی دیوار، تازه فهمیدم یه جورایی عادت ماهیانه است، دقیقا در هر ماه بعد از بیست و چهار روز هفت روز حوصله انجام هیچ کاری رو ندارم، قبلا خیلی اعصابم به هم می ریخت، البته الان هم به هم می ریزه ولی فهمیدم تو این هفت روز باید همه چیز و رها کنم و خیلی به خودم سخت نگیرم، تنها نکته ای که همیشه فراموش اش می کنم اینجاست که باید بعد از اون هفت روز همه چیز رو دوباره مثل قبل کنم و باز شروع کنم به تلاش و کوشش، مهم نیست چه چیزی باعث زمین خوردنم میشه، حتی ممکنه هیچ دلیل خاصی نداشته باشه و صرفا خسته شده باشم، مهم اینه باید دوباره بلند بشم و تلاش کنم، اگر این کار را نکنم بدون شک باید فاتحه اون برنامه را بخونم، راستش من خیلی تو این موضوع که دوباره بلند بشم و شروع کنم قوی نبودم و نیستم ولی می خوام این بار تلاش کنم و بعدا درباره نتیجه اش بنویسم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

من هر روز در حال تلاش هستم تا خودم رو یکمی بیشتر بشناسم، خودم برای خودم معمایی شدم، همیشه هر کاری می‌خواستم تو زندگیم بکنم یکی بهم می‌گفت مگه دیوونه ای می خوای این کار و بکنی! منم بدون توجه به نظرشون اون کار رو انجام می‌دادم از اونجا بود که تصمیم گرفتم طراح و توسعه دهنده دیوونه‌بازی بشم، با روحیاتم سازگاری بیشتری داشت؛ هیچ وقت به یک چیز خاصی علاقه نشون ندادم برای همین همیشه در حال انجام کارهایی هستم که شاید تا اون موقع هیچ وقت انجامشون ندادم، البته خیلی سخته یه کاری رو به سرانجام برسونم چون وسط اش با چشمک یه ستاره جدید ممکنه مسیرم رو به کلی تغییر بدم. سخت ترین کار دوستانم علاوه بر تحمل کردنم به نظرم اینه که کمک کنن تا یه کاری رو تا آخر انجامش بدم، هیچ کاری رو برای موفق شدن انجام نمیدم، من فقط چون انجام اون‌ها رو دوست دارم، انجامشون میدم و در کل دوست دارم آدم موثری باشم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه