۳۱تیر

روزانه های ذهن یک دیوونه (۳۱): یک ماه گذشت

یک ماه از زمانی که تصمیم گرفتم یکم سبک زندگیم و تغییر بدم گذشت، فراز و نشیب های عجیبی هم داشتم در بعضی از حوزه ها عالی عمل کردم و در بعضی حوزه ها چالش هایی داشتم ولی در نهایت به نظرم یکی از بهترین برنامه ریزی ها را داشتم و یکی از بهترین عملکرد به برنامه را در همه زندگیم و دوست دارم این روند را ادامه بدم، یکی از اون کارها نوشتن روزانه در بلاگم بود بدون هیچ قصد و نیت خاصی، من حتی لینک نوشته هام و بر خلاف همیشه تو هیچ شبکه اجتماعی منتشر نکردم، احساس کردم مخاطب بلاگم آدم های خاصی هستند که خیلی مربوط به شبکه های اجتماعی نیستند، من اینجا رو خیلی بیشتر از شبکه های اجتماعی دوست دارم، راستش خیلی احساس راحتی می کنم و حس می کنم بیشتر خودم هستم تا جاهای دیگه، راه سختی رو انتخاب کردم برای زندگی ولی روحیه من جنگجویی هست، نمی تونم راحت بشینم و به خودم و چرندیات روزمره دیگران فکر کنم، دوست دارم مدام در جنگیدن باشم، یادگیری در میدان جنگ لذت بخش تر از کلاس های درس هست، حتی در کسب و کار هم همین عقیده را دارم و سر کلاس خاصی ننشستم، بریم که انشالله یک ماه فوق العاده دیگه بسازیم، یکی از خوشبختی های من در زندگی بودن در کنار آدم هایی هست که فوق العاده اند و دوستشون دارم.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)